| ساعت خبر: 09:39 - تاریخ خبر: 86/11/09 |
|
|
تهران/ واحد مرکزی خبر/ اجتماعی 1386/11/09 معاون اول رئیس قوه قضائیه گفت: کار بازنگری قوانین در دادگستری آغاز شده است تا از قوانین جرم زدایی شود و این کار درباره برخی از قوانین انجام شده است. سید ابراهیم رئیسی در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر افزود: جرم زدایی از قوانین قضایی نیازمند همکاری سه قوای مقننه، قضائیه و مجریه است تا جرم زدایی در قوانین ما جلوه داشته باشد. وی درباره اقدامات انجام شده برای کاهش ورود پرونده ها به قوه قضائیه گفت: در این زمینه تاکنون اقداماتی انجام شده، اما کافی نبوده است. معاون اول رئیس قوه قضائیه افزود: از جمله این اقدامات تشکیل شوراهای حل اختلاف بود که نقش بسیار ارزشمندی برای کاهش ورودی پرونده به دادگستری ها داشته است؛ چون بسیاری از پرونده هایی که با مصالحه و یا صلح و سازش می تواند رسیدگی شود ضرورتی برای رسیدگی در دادگستری ندارد. رئیسی گفت: آمار بالایی از پرونده ها و دعاوی خانوادگی و مالی وجود دارد که در شوراهای حل اختلاف بررسی و این موضوع موجب رسیدگی سریع تر و دقیق تر پرونده ها همراه با صلح و سازش می شود. وی با بیان این که اقدامات انجام شده کافی نبود گفت: ستادی برای کاهش ورودی پرونده ها به قوه قضائیه تشکیل و یکی از قضات دیوان عالی کشور به عنوان مسئول این ستاد منصوب شد تا با همکاری همه روسای کل دادگستری ها و دادستان های کشور و مسئولان مربوط تدبیری بیاندیشند تا کاهش ورودی پرونده ها به صورت واقعی عملی شود. معاون اول رئیس قوه قضائیه با تاکید بر این که باید در دستگاههای اداری نظام دقیقی تعریف شود که افراد تخلف نکنند گفت: دستگاههای اداری و دولتی باید برای کاهش جرم و ورودی پرونده ها به دادگستری ها تمهیداتی اتخاذ کنند. تصویر با صدا دارد کد 0001/10102/68/35 |
نویسنده :
اردشیرامجدی
- ساعت 09:06 AM روز چهارشنبه 10 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ
سخنان بزرگان و مشاهیر
نویسنده :
اردشیرامجدی
- ساعت 02:59 AM روز دوشنبه 1 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ
سخنان بزرگان و مشاهیر
برگرفته از خاطره مرحوم دکتر عبده که زمانی دادستانی دیوان کیفر را داشت. *نقل از شماره 27 ماهنامه قضاوت در حدود سه سال بود که سمت دادستانی دیوان کیفر را بر عهده داشتم و از اینکه عده ای از متهمان که در شمار کارمندان جزء بودند و دست به ارتشاء و اختلاس زده بودند و ناچار مورد تعقیب قرار می گرفتند، رنج می بردم و در مقام کناره گیری از این شغل بودم. ماجرایی اتفاق افتاد که مرا در نظر خود به کناره گیری از این شغل مصمم نمود. یک روز نزدیک ظهر بود، حسین خان پیشخدمت وارد دفتر نگارنده شد و پاکتی را که یکی از مراجعان به وی داده بود روی میز گذاشت. پاکت را باز کردم. نامه درون آن را مطالعه نمودم.نویسنده نامه نگاشته بود که وی عضو اداره حسابداری قسمت اقتصادی وزارت دارایی است.همسر و دو فرزند، از سه فرزند وی، مبتلا به مرض تیفوس شده اند. در آن موقع تعدادی از لهستانیها که در شوروی به سر می بردند، از طریق تهران عازم کشورهای اروپایی بودند و در خارج از دروازه دوشان تپه منتهای خیابان ژاله اردوگاهی برای نگاهداری آنان برپا شده بود و بین آنان مرض تیفوس،قبل از ورود به ایران، شیوع داشت و این بیماری تیفوس به تعدادی ساکنان تهران سرایت کرد وبه صورت اپیدمی درآمد. در نامه نویسنده آمده بود: برای هزینه درمان خانواده خود خواستم به رئیس اداره، باقری نام، مراجعه کنم و درخواست وامی از صندوق تعاون وزارت نمایم. با پیشخدمت دفتر وی قصد خود را در میان گذاشتم . رئیس حسابداری، به عذر اینکه کمیسیون دارد، مرا نپذیرفت. ناچار امضای « باقری» را در پایین نامه خطاب به صندوق وزارت دارایی،که خود تهیه نموده بودم، جعل کردم. به صندوق تعاون مراجعه و دویست تومان را به عنوان وام گرفته و به مصرف درمان همسر و دو فرزندم رساندم. همسر و یکی از فرزندانم در اثر بیماری تیفوس بدورد حیات گفتند و اکنون دو فرزند برایم باقی مانده است، که به زحمت از آنان پرستاری نموده، قوت لایموتی برای آنان فراهم می کنم چند شب است که به مناسبت خطایی، که با جعل معرفی نامه خود به صندوق تعاون مرتکب شده ام، خواب به چشمهایم راه نمی یابد و همواره در حال اضطراب و دلهره به سر می برم و احساس گناه می کنم و تصمیم گرفتم ماجرای خود را برای شما که دادستان دیوان کیفر هستید، بنویسم.یا مرا اعدام کنید و سرپرستی فرزندانم را به عهده بگیرید، یا مرا از این کابوس وحشتناک که ناراحتم کرده است، رهایی بخشید خواننده گرامی می تواند حدس بزند که با قرائت این نامه هیجان آور چه احساساتی به نگارنده دست داد. قانون حکم می کرد که بی درنگ به توقیف نویسنده مبادرت کنم و پرونده را نزد بازپرس برای بازجویی و صدور قرار مجرمیت بفرستم. احساسات و اخلاق و ندای وجدان مرا از دست زدن به چنین اقدامی باز می داشت.فوق العاده ناراحت شدم و با خود می گفتم: چه بسا در موارد مشابه بدون توجه به ضوابط اخلاقی و انسانی کارمندانی زندانی شده اند و خانواده آنان ویلان و سرگردان و بی سرپرست مانده اند.تعارضی که در ذهنم روی داد، با ترتیب اثر دادن به ندای وجدان، مرتفع شد. نامه وی را پاره نمودم و به یکی از دوستان بنام صادق ملکپور، که آن وقت در اداره حسابداری اقتصادی وزارت دارایی کار می کرد، ما وقع را با تلفن شرح دادم و از وی خواستم مبلغ دویست تومان به صندوق تعاون به نام نویسنده نامه بپردازد. به علاوه نویسنده نامه را بخواهد و دویست تومان دیگر به وی پرداخت نماید. نویسنده را به دفتر خود خواستم وبه وی گفتم به صادق ملکپور مراجعه کند، ترتیب کارش را خواهد داد، انتظار دارد در رفتار خود بعدها مراقبت بیشتری نماید.وی که چنین واکنشی را انتظار نداشت، با سپاسگزاری مرا ترک کرد. صادق ملکپور در نخستین ملاقاتی که با هم داشتیم اظهار کرد: نویسنده نامه از کارمندان نمونه وزارت دارایی بوده وفشار زندگی وی را به جعل معرفی نامه وادار کرده بود . بلافاصله پس از این ماجرا نزد وزیر دادگستری وقت علی اصغر حکمت، که از مردان دانشمند و شریف بود، رفتم و جریان را برای وی شرح دادم و گفتم با این ترتیب ادامه شغل دادستانی دیوان کیفر توسط نگارنده به مصلحت دادگستری نیست و با روحیه ای که در اثر این ماجرا برایم دست داده، نمی توانم وظایف خود را به طوری که قانون اقتضاء می کند انجام دهم. وی اصرار کرد که در شغل خود باقی بمانم.سرانجام در اثر پافشاری و اصراری که داشتم متقاعد شد و به عنوان مدیر کل بازرسی کل کشور انتخاب شدم. روز بعد در دیوان کیفر حاضر شدم و با همکاران تودیع کردم و ضمن تودیع بدون اینکه ماوقع را شرح دهم متذکر شدم که در اجرای وظیفه سنگینی که بر عهده دارند، در عین اجرای مقررات قانون، ندای وجدان را نادیده نگیرند. قاضی ماشین نیست که مقررات قانون را چشم بسته به موقع اجرا بگذارد و اوضاع و احوال و سوابق متهم را همواره باید در اجرای وظایف خود مد نظر قرار بدهد
نویسنده :
اردشیرامجدی
- ساعت 04:12 AM روز پنجشنبه 27 دی ماه سال 1386
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ
سخنان بزرگان و مشاهیر
خانم امیلی دکینسون شاعره ی معروف امریکای که مدتی عزلت گزیده بود
شیرینی درست میکرد و شعرهایش را در انها میگذاشت ۱۵۰۰ قطعه شعر از
ایشان نقل شده یکی از ان اشعار این است :
I am no body who are you ?
If you are no body like me
We are two,don't tel any one
They might banish us ۰
When you are no body
You are every body
معنی :
من کسی نیستم تو کی هستی
اگر تو هم مانند من کسی نباشی
ما ۲ نفر میشویم به کسی نگو
ممکن است انها ما را تبعید کنند
وقتی که شما کسی نباشی
شما همه کس هستید ۰
به نقل از دکتر الهی قمشه ای
نویسنده :
اردشیرامجدی
- ساعت 9:54 PM روز پنجشنبه 15 آذر ماه سال 1386
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ
سخنان بزرگان و مشاهیر