سلام : چندی پیش(۸۸/۷/۱۴) به لحاظ سانحه رانندگی مرا با آمبولانس به یک بیمارستان دولتی منتقل کردند در قسمت پذیرش مدتی منتظر بودم تا خانواده ام برسند چون کسی نبود مرا برای عکس برداری به رادیو لژی ببرد و همینطور غرق در خون با آتلی که به گردنم بسته بودند روی برانکار خوابیده بودم زیر کولر از سرما می لرزیدم تا خانواده ام رسیدند و مرا به قسمتهای مختلف برده وعکس رادیو لژی انداخته و دکتر عکسها را دید بعد از حدود شش ساعت معطلی مرخص کردند که چیزی نشده فقط سر و صورتم را که خونی بود شستند با محلول ضد عفونی بعد که مرخص شدم دیدیم که استخوان ترقوه سمت چپ که درد میکرد برآمگی دارد عکسها را نگاه کردم دیدم بجای عکس ترقوه چپ اشتباها عکس ترقوه راست را انداخته اند به دکتر ارتوپد بیرون بیمارستان مراجعه و عکس سمت راست شانه ام را انداختم دکتر گفت اشتباهی تو را مرخص کرده اند باید عمل کنی مجددا به همان بیمارستان رفتم عکسی را که خودم از رادیو لوژی بیرون گرفته ام نشان دادم باز هم با این حال مریض چند ساغت معطل بودم تا دکتر مربوطه با دیدن عکسها دستور بستری شدن را داد خانمی که مسئول پذیرش بود برخورد تند وخشنی داشت به دکتر گفتم شما که فقط شنبه ها عمل میکنی لطفا ترتیبی بده که من بی جهت از شانزدهم تا بیست وپنجم در بیمارستان بستری نباشم دکتر مربوطه جناب آقای (خ)گفت برو چند روز دیگر یعنی روز چهار شنبه بیست و دوم بیا بستری شو که شنبه تورا عمل کنم من هم تشکّر کردم منتظر شدم تا مرا صدا بزنند دختر خانمی که گفتم مسئول پذیرش بیماران بود پرونده مرا آورد با عصبانیت گفت: این چند برگ را که می گویم انگشت بزن گفتم چی نوشته گفت به تو مربوط نیست مگر نمی خواهی بروی انگشت بزن این پرونده را مختومه کنیم....
گفتم آیا نوشته اید که چهارشنبه بستری شوم او داشت پرونده ها را مرتب میکرد سنجاق می زد نا گهان سوزنی به دستش فرو رفت و با عصبانیت یک ناسزا که در شان خودش بود به من گفت وپنجره را محکم بست بعد از چند دقیقه پنجره را باز کرد گفتم دخترم میدانم کثرت کار باعث شده اعصاب شما خراب شود ولی بیماری هم که اینجا می آید حال مناسبی ندارد شما لطف کنید همین امشب مرا بستری کنید چون میدانم اگر چهارشنبه بیایم باید مثل الان حدودا شش ساعت منتظر باشم به هر حال این خانم با من لج کرد و مرا آخرین نفر همان شب بستری کرد(۸۸/۷/۱۶) طوری که آخرین اطاق و آخرین تخت به من رسید و با اینکه چند آمبولانس جدید ونو داشتند مرا با یک پاترول قدیمی به بیمارستان فرستادند که جای نشستن خودم یک صندلی خشک بود کوچکترین دست اندازی هم دنده ام وهم شانه ام درد می گرفت ویک بیمار بی کس و کار هم بالای برانکار خوابیده بود او را در همان پاترول قدیمی جای دادند ومن فقط توانستم با زانو آنجا بشینم تا برسیم بیمارستان بعد هم تا بیمارستان زانوهایم زمین بود چون جای نشستن هم نداشتم آنهم به خاطر لج بازی یک دختر تقریبا بیست ساله در بیمارستان هم ماجراها داشتیم مرا به یک اطاق هفت تخته فرستاده بودند که سه تخت آن را به برادران افغانی اختصاص داده بودند و تخت من نزدیک سطل آشغال و دستشوئی داخل اطاق بود بعد از یک شب به مسئول بخش گفتم من می خواهم بروم چند روز دیگر بیایم چون تا بیست وپنجم بیخودی یک تخت را اشغال کرده ام گفت نمی شود تا کروکی بیاوری مثل یک زندانی با من بر خورد می شد گفتم در بدو پذیرش مدارک مرا گرفته اند (کارت ماشین و کارت ملی) مسئول بخش آقای ع می گفت کروکی لازم است به هر حال تا بیست ودوم در آنجا بی جهت بستری بودم تا کروکی آوردند ومرا مرخص کردند.خلاصه اینهمه فیلم خارجی تو تلویزیون میده که کارکنان بیمارستانها بفهمند چگونه با مریض برخورد کنند ولی متاسفانه مثل یک زندانی با مریض برخورد میشه نام دکتر ارتو پدم آقای دکتر (خ) و نام بیمارستان شهید ف نام مسئول بخش ارتوپدی آقای(ع) که هنگام ترخیص چند نوشته و امضاء با اجبار از من گرفتند که مرا تر خیص کرده در صورتیکه روز قبل در حضور مسئول شیفت بعد از ظهر آقای الف دکتر خ تشریف آورده و فرمودند می توانی بروی و شنبه برای عمل بیائی یا یک روز قبل از آن ولی از روی یک فرم چاپ شده من مریض را مجبور کردند بنویسم بدون اجازه دکتر خودم بیمارستان را ترک می کنم و مسئول عواقب این کار خودم می باشم بیمارستان هیچ گونه مسئولیتی ندارد من هم چون به نظر خودم یک در رفتگی ساده ومعمولی است شاید یک شکسته بند هم آنرا جا بیندازند وبه خاطر کثرت کارواینکه در بیمارستان وقتم بیهوده تلف میشد ناچار هرجارا که گفتند امضاء کرده بدون اخذ مدارک و عکسها چون آخر وقت بود ترخیص شدم.فردای آنروز به شکسته بند معروف نیاوران آقای محلوجی کرمانشاهی مراجعه و چون ایشان به لحاظ کهولت سن خود را بازنشسته کرده اند دو نفر از فرزندان ایشان آنجا را اداره می کردند و به فرزند بزرگتر مراجعه کردم گفت اگر این استخوان را جا بیاندازیم و دو ماه هم آنرا ببندیم پس از مدتی مانند فنر به همین حالت در می آید و حرفهای دکترم را تصدیق کرد و من هم مجددا به بیمارستان مراجعه کردم مسئول محترم بخش آقای الف با دکترم تماس گرفت دکتر محترم فرمودند چون ایشان تر خیص شده اند وقت عمل شنبه او را به بیمار دیگری اختصاص داده ام دوشنبه به درمانگاه بیایند تا دستور بستری شدن ایشان را بدهم و سه شنبه عمل کنم وماجرا همچنان ادامه دارد همه اتفاقات را ان شاءالله پس ازبستری مجدد و انجام عمل جراحی اگر زنده ماندم به اطلاع می رسانم. مراتب جهت اطلاع مسئولین محترم اعلام میگردد. با هرکسی هم باید مطابق شئوناتش برخورد شود وبه خاطر یک عمل جراحی که بیمار با پای خود به بیمارستان مراجعه کرده چرا باید بیش از یک هفته تختی را اشغال کند که نوبت عمل جراحی او برسد.آیا اگر کسی بخواهد از بیمه اتوموبیلش استفاده کند باید با او چنین رفتاری داشته باشند ویک دختر خانم حدودا بیست ساله بیش از یک هفته مرا از کارو زندگی انداخته ویک تخت بیمارستان را علی رغم اظهارات دکتر مربوطه به من اختصاص دهد با اینکه هر لحظه چندین مجروح وارد آن بیمارستان می شود . ؟!والسّلام