فارسی‌نویسی با الفبای لاتین - امجدی وکیل پایه یک و مشاور حقوقی
اخبار و مقالات حقوقی,کیفری,قضائی و...

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

نوشتن فارسی به الفبای لاتین کاربردهای گوناگونی دارد:

  • نوشتن نامه و پیام الکترونیکی
  • آموزش زبان فارسی به خارجیان
  • در محیط دانشگاهی برای بحثهای زبان‌شناختی و غیره
  • در واژه‌نامه‌ها برای نشان دادن تلفظ
  • در کتاب‌هایی که در باره‌ی گویش‌ها و زبان‌های ایرانی'ست
  • در تابلوهای راهنمایی و رانندگی، خیابان‌ها، کوچه‌ها، ...
  • در رایانه و اینترنت برای نامگذاری پرونده‌ها (file) و پوشه‌ها (folder) و ...
  • در سینما، ماهواره، ... برای نام فیلم، شو، آهنگ، ...
  • ...
فرزندان ایرانیانی که در خارج از کشور به مدرسه رفته و بزرگ شده‌اند معمولن با زبان فارسی و به ویژه، خواندن و نوشتن آن چندان آشنا نیستند. اگر هم پدر و یا مادر ایرانی بخواهد فرزندش را با زبان و ادب فارسی آشنا کند، با مشکل بزرگی روبرو'ست: یاد گرفتن خط فارسی-عربی برای فرزندش سخت است و وی یا از آموختن فارسی سر باز می‌زند و یا تمایل چندانی به آن ندارد. اما با نوشتن فارسی به الفبای لاتین می‌توان این مشکل را پشت سر گذاشت. تا آنجا که من می‌دانم، بسیاری از ایرانیان چنین کاری را آغاز کرده‌اند و با این شیوه به فرزندان‌شان فارسی یاد می‌دهند. باید به آنها آفرین گفت زیرا این خط است که در خدمت زبان است و نه زبان در خدمت خط. زبان کهن‌سال فارسی تا کنون با زبان‌نگارهای (writing system) بسیار گوناگونی نوشته شده، از خط‌ چپ-به-راست و هجایی میخی گرفته تا خطهای گوناگون راست-به-چپ. حتی در زمان ساسانیان از بیش از هفت خط برای نوشتن زبان فارسی برای مقصودهای گوناگون استفاده می‌شد. و این اندیشه‌ی باز ایرانیان آن زمان را می‌رساند که خود را محدود به یک خط نکرده بوده‌اند. حال، چرا ما نباید یک خط بر مبنای لاتین داشته باشیم تا بتوانیم از فراموشی تدریجی زبان و ادب فارسی در برون‌مرز جلوگیری کنیم؟ به ویژه با این شمار بالای ایرانیان مهاجر که فرزندان‌شان در فرهنگ نابومی بالنده می‌شوند و اگر خط را چاره‌ای نکنیم، به مرور پایه‌های زبان فارسی در آن سوی آبها سست می‌شود. می‌توانیم فرزندان‌مان را با خط لاتین با زبان فارسی آشنا کنیم؛ با آن فارسی بیاموزند، فارسی تمرین کنند، مطلب بخوانند، ارتباط برقرار کنند و ... در نهایت، آنقدر علاقه‌مند بشوند که ادامه‌ی آموزش خود را با خط عربی-فارسی انجام بدهند. آیا این در نهایت به سود زبان‌مان نیست؟ ما باید زبان‌مان را ارجح بدانیم و نه خط آن را که تا کنون...

بسیارها بوده و از روز ازل عربی نبوده. هرچند، فارسی هم‌اکنون نیز با الفبای سیریلیک در تاجیکستان نوشته می‌شود.

به هر روی، در حال حاضر فارسی با الفبای لاتین نوشته می‌شود و نمی‌توان آن را انکار کرد. خوب یا بد، همه‌ی ما ای­میل‌هایمان را به خط لاتینی می‌نویسیم، با همین خط گپ می‌زنیم («چَت» می‌کنیم) و پیامک (SMS) می‌فرستیم اما متأسفانه هیچ معیاری در به‌کارگیری آن وجود ندارد. خیلی خوب می‌بود اگر همه فارسی را به یک شکل به لاتین می‌نوشتند و شاهد این همه آشفتگی و بی‌قانونی نمی‌بودیم. عربی، چینی، ژاپنی و بسیاری از زبان‌هایی که خط‌شان غیر لاتین است، الفبای لاتینی معیاری (استانداردی) نیز دارند که از آن برای مقصودهای گوناگون استفاده می‌شود. در انجمن فارسی یونی‌لنگ ما سرگرم بحث در مورد باچه‌نویسی و چگونه‌نویسی زبان فارسی با الفبای لاتین هستیم. این نوشتار بیان‌گر موردهایی'ست که ما بر سرشان به توافق رسیده‌یم. اگر علاقه‌مند اید می‌توانید در بحثها شرکت کنید.

نخست، کمی در مورد خط فارسی-عربی:

۱. خط فارسی-عربی

خط فارسی-عربی از نوع «ابجد» (abjad) است و با «الفبا» (alphabet) تفاوت دارد. در زبان‌نگار ابجد، تنها برای همخوان‌ها [۱] (consonant) حرف (letter) هست و برای واکه‌ها [۲] (vowel) حرفی وجود ندارد. واکه‌ها یا نشان داده نمی‌شوند یا اگر هم نشان داده بشوند، با یکی از حرفهایی'ست که برای همخوان به کار می‌رود. و این وجه تمایز زبان‌نگار «ابجدی» از زبان‌نگار «الفبایی»'ست. مثلن، حرف «و» نماینده‌ی صدای «v» است اما از آن برای نشان دادن صدای «u» (روز) و «o» (تو) و «ow» (نو) نیز استفاده می‌شود. یعنی، ما در حقیقت «نوروز» را به صورت «nvrvz» می‌نویسیم اما یاد می‌گیریم که آن را «nowruz» بخوانیم. یا «ببر (bbr)» را بسته به متنی که در آن به کار رفته می‌توان «babr» یا «bebar» یا «bebor» خواند. بزرگ‌ترین مشکل خط فارسی-عربی نیز همین است که واکه‌ها از خود حرفی ندارند. به ویژه، واکه‌های «e» و «a» که به ترتیب پربسامدترین صداهای زبان فارسی هستند! البته، نشانه‌های زیر و زبر و پیش برای نشان دادن برخی از واکه‌ها هست اما آنها نشانه (mark) هستند و نه حرف و از همین رو، در حالت عادی در نوشتن به کار نمی‌روند.

خط عربی-فارسی ایرادهای دیگری نیز دارد و البته حُسنهایی اما چون آنها به این نوشتار مربوط ‌نمی‌شوند، از ذکرشان می‌گذرم. قصد من تنها بیان تفاوت میان ابجد و الفبا بود و این که خط عربی-فارسی الفبا نیست. اکنون به بررسی الگوهای متفاوتی که می‌توان برای فارسی‌نویسی به کار برد، می‌پردازیم و پس از آن به آیین نگارش فارسی به الفبای لاتین.

۲. الگوی ساده

در این الگو که همگی با بیشتر حرفهایش آشنا ایم، تا حد ممکن، از حرفهای پایه‌ای لاتین استفاده می‌شود‌ و از آنجا که بیشتر ما از راه زبان انگلیسی با خط لاتین آشنا شده‌ایم، آن را خط «انگلیسی» و این طرز نوشتن را «فینگیلیش، فینگیلیسی،...» می‌نامیم:

لاتین فارسی نمونه فارسی لاتین فارسی نمونه فارسی
 â آ âb آب L l ل lebâs لباس
A a - asb اسب M m م mâdar مادر
B b ب babr ببر N n ن nâme نامه
Ch ch چ chub چوب O o - omid امید
D d د dust دوست Ow ow - owj
howle
اوج
حوله
E e - esm اسم P p پ پا
F f ف fekr فکر R r ر rang رنگ
G g گ gol گل S s س sefid سفید
Gh gh غ، ق ghargh غرق Sh sh ش shir شیر
H h ح، ه haft
hesâb
هفت
حساب
T t ت، ط tasallot تسلط
I i - Irân
bist
ایران
بیست
U u - u
kuh
او
کوه
J j ج jang جنگ V v و varzesh ورزش
Jh jh ژ jhâle ژاله Y y ی yek
meydân
یک
میدان
K k ک ketâb کتاب Z z ذ، ز
ض، ظ
zur زور
Kh kh خ khub خوب ' ء، ع ma'ni
mâye'
shey'
معنی
مایع
شئ

در این الگو تنها یک حرف هست که ممکن است از پیش با آن آشنا نباشید: «â». همچنین، ممکن است دیده باشید که «ژ» را بیشتر با «zh» می‌نویسند اما اینجا از «jh» استفاده شده. از نظر آوایی میان «ژ» و «ج» رابطه هست:

  • هجده ← هژده
  • کج‌دم ← کژدم

در حقیقت، «ج» از تلفظ پشت هم «د» و «ژ» (یعنی «دژ») به وجود آمده. این رابطه به طور طبیعی بر فارسی‌زبانان نیز آشکار است و آنها از «j» برای نوشتن «ژ» نیز استفاده می‌کنند: Bijan, Manije, Jenous, Mojde

کاستی‌هایی که بر این الگو و الگوهایی از این دست، وارد است:

۱- استفاده از دوحرفی‌های [۳] «gh, jh, kh, sh» مشکل‌زا'ست زیرا این دوحرفی‌ها از ترکیب حرفهایی ساخته شده‌اند که خود به تنهایی نماینده‌ی صدایی در خط اند. بنا بر این، همنشینی آنها همواره بیانگر جفت بودن آنها نیست و ممکن است آنها مستقل عمل بکنند. مثلن، در «eshâl» (اسهال) «s» و «h» مستقل اند و دوحرفی تشکیل نمی‌دهند. این مشکل به ویژه در واژه‌هایی که با «ها» جمع بسته می‌شوند، رخ می‌دهد: کاخها ← kâkhâ ← کاکها. البته، «ch» چنین مشکلی را ندارد زیرا «c» به تنهایی صدایی را نشان نمی‌دهد. به دلیل مشکل‌زا بودن این دوحرفی‌ها، از آنها در الگوهای سطح بالاتر (نشان دادن تلفظ در واژه‌نامه‌ها، بحثهای زبان‌شناختی فارسی و غیره) استفاده نمی‌شود.

۲- در فارسی «ع» همانند «ء» (همزه) تلفظ می‌شود و برخلاف عربی، صدای جداگانه‌ای ندارد. معمولن، هنگام نوشتن فارسی به الفبای لاتین، از «آپوستروف» برای نشان دادن صدای همزه استفاده می‌شود که درست نیست زیرا «آپوستروف» حرف (letter) نیست بلکه نشانه‌ای (mark) هست برای مشخص کردن ادغام یا کوتاه‌شدن واژه‌ها. مثال از انگلیسی: she + is → she's. همزه یک صدا'ست و مانند دیگر صداهای فارسی، باید از خود حرفی داشته باشد. آپوستروف هم همان کاربری‌هایی را خواهد داشت که در دیگر زبان‌هایی که از الفبای لاتین استفاده می‌کنند:

  • زیبا است = زیبا'ست (zibâ'st)؛
  • پسر کو (که او) ندارد نشان از پدر: pesar k'u (ke + u) nadârad neshân az pedar

۳- کاستی‌های دیگری نیز وجود دارد اما چون سطح این الگو ساده است، آنها را در این بخش مطرح نمی‌شوند.

۳. الگوی نیمه‌کامل

در واژه‌نامه‌ها، کتاب‌های زبان‌شناسی و گویش‌شناسی،... و در کتاب‌هایی که برای آموزش فارسی به خارجیان نوشته می‌شود از الگوهای ساده استفاده نمی‌شود. برای این منظورها تا کنون چند الگو پیشنهاد شده که تقریبن همه‌ی آنها با اندک تفاوتی، کپی الگوهای خارجی هستند و کاری نو به شمار نمی‌آیند. در محیط دانشگاهی از الگوی زیر که توسط خارجیان طرح شده، استفاده می‌شود:

لاتین فارسی نمونه فارسی لاتین فارسی نمونه فارسی
 â آ âb آب O o - omid امید
A a - asb اسب Ow ow - owj
howle
اوج
حوله
B b ب babr ببر P p پ پا
Č č چ čub چوب Q q غ، ق qarq غرق
D d د dust دوست R r ر rang رنگ
E e - esm اسم S s س sefid سفید
F f ف fekr فکر Š š ش šir شیر
G g گ gol گل T t ت، ط tasallot تسلط
H h ح، ه haft
hesâb
هفت
حساب
U u - u
kuh
او
کوه
I i - Irân
bist
ایران
بیست
V v و varzeš ورزش
J j ج jang جنگ X x خ xub خوب
K k ک ketâb کتاب Y y ی yek
meydân
یک
میدان
L l ل lebâs لباس Z z ذ، ز
ض، ظ
zur زور
M m م mâdar مادر Ž ž ژ žâle ژاله
N n ن nâme نامه ' ء، ع ma'ni
mâye'
šey'
معنی
مایع
شئ

همان طور که می‌بینید، در این الگو از هیچ دوحرفی‌ای استفاده نشده و همه‌ی همخوان‌ها با تکحرف مشخص می‌شوند. به این ترتیب، اولین کاستی الگوی ساده رفع می‌شود. اما معلوم نیست چرا برای همزه که صدایی از زبان فارسی'ست، حرفی در نظر گرفته نشده. اگر قرار باشد با آپوستروف – که یک نشانه هست و نه یک حرف – همزه را نشان بدهیم پس، ادغام واژه‌ها را با چه نشان بدهیم؟

غربیان این الگو را برای کارهای سبکی چون نشان دادن تلفظ و نوشتن چند جمله ساخته‌اند و در فکر ساخت الگویی که بتوان از آن پا به پای خط فارسی-عربی برای نوشتن مقاله، کتاب،... استفاده کرد، نبوده‌اند. از این رو، ایرادهایی در این الگو و الگوهای مشابه آن دیده می‌شود:

۱- نبود حرفی برای صدای همزه که ذکر لزوم آن در الگوی ساده آمد.

۲- پافشاری بر استفاده از همه‌ی حرفهای پایه‌ا‌ی‌ی لاتین که استفاده از «q» برای «غ» را به بار آورده. برای «غ» باید از حرفی بر پایه‌ی «g» استفاده بشود. اگرچه در گویش معیار امروز، «ق» تا حد زیادی شبیه «غ» فراگو می‌شود اما در بسیاری از گویش‌ها از جمله گویش یزدی و کرمانی و گویش‌های معیار فارسی در افغانستان و تاجیکستان، این دو همچنان متفاوت فراگو می‌شوند. از این رو، در الفبای آوایی جهانی (IPA)، کتاب‌های زبان‌شناسی و غیره، «ق» را با «q» و «غ» را با «ɣ» یونانی نشان می‌دهند (در الفبای ترکی آذربایجانی و استانبولی برای «غ» از «ğ» استفاده می‌شود که به نوعی معادل «gh» است). استفاده از «q» برای «ق» در «Iraq, Qatar» انگلیسی و استفاده از «gh» برای «غ» در «Afghanistan, ghoul» انگلیسی مشهود است. پس حال که ما هر دو را «غ» تلفظ می‌کنیم، باید از حرفی که برای «غ» در نظر گرفته شده استفاده کنیم و نه از حرفی که برای «ق» است.

۳- تفاوت نگذاشتن میان «غ» و «ق» اگر نه همیشه، در موردهایی لازم است. در فارسی جفت‌واژه‌هایی، یا بهتر بگویم، واژه‌هایی هم‌آوا وجود دارد که تفاوت‌شان تنها در نوشتار است: «غالب، قالب»، «غریب، قریب»، «غربت، قربت». با این که در گویش معیار «غ» و «ق» را یکسان فراگو می‌کنیم، بهتر است آنها را متفاوت بنویسیم. شاید گفته شود جفت‌واژه‌هایی هم هستند که تفاوت‌شان مثلن در «ت» و «ط» هست (حیات، حیاط) اما باید توجه داشت که در زبان فارسی هیچگاه «ت» و «ط» متفاوت تلفظ نمی‌شده‌اند؛ در حالی که در فارسی دری قدیم «غ» و «ق» متفاوت بوده‌اند و این تفاوت هنوز در بسیاری از گویش‌ها حفظ شده. پس دلیل متفاوت نوشتن «غ» و «ق» تنها به متفاوت بودن حرف‌شان در خط عربی بر نمی‌گردد بل که دلیل مهمتری دارد و آن وجود این دو صدا در اصل زبان فارسی'ست.

۴- تفاوت نگذاشتن میان «خو» در «خواستن، خویش، ...» و «خ» در «خاستن، خیش ...». در گذشته «و» در «خو» فراگو می‌شده و برای همین هم «خواستن خویش، خوابیدن، خواهر، ...» را به این شکل می‌نوشته‌اند. این صدا در فارسی میانه و کهن نیز هست. در کتاب‌های زبان‌شناسی «خو» را با «xw» نشان می‌دهند. بهتر است دست کم واژه‌های هم‌آوا را متفاوت بنویسیم تا همنوشت نشوند. مثلن:

  • خواستن (xwâstan)، خاستن (xâstan)
  • خویش (xwiš)، خیش (xiš)

همچنین، مشتق‌هایشان را، تا رابطه‌ی آنها حفظ شود و مشخص باشد:

  • خواستن (xwâstan) ← خواستگار (xwâstgâr)، می‌خواهم (mixwâham)، خواهش (xwâheš)، خواست (xwâst)، خواهان (xwâhan)
  • خاستن (xâstan) ← خاستگاه (xâstgâh)

۵- نشان دادن «ژ» با حرفی بر پایه‌ی «z» از نظر آوایی مناسب نیست.

۴. الگوی کامل

الگوی کامل هیچکدام از ایرادهای مطرح‌شده‌ی بالا را ندارد و افزون بر آن، امتیازهای دیگری نیز دارد. این الگو پیشنهاد انجمن فارسی یونی‌لنگ است:

لاتین فارسی نمونه فارسی لاتین فارسی نمونه فارسی
 â آ âb آب N n ن nâme نامه
A a - asb اسب O o - omid امید
B b ب babr ببر Ow ow - owj
howle
اوج
حوله
C c چ cub چوب P p پ پا
D d د dust دوست Q q ق ĝarq غرق
E e - esm اسم R r ر rang رنگ
F f ف fekr فکر S s س sefid سفید
G g گ gol گل Ŝ ŝ ش ŝir شیر
Ĝ ĝ غ ĝâr غار T t ت، ط tasallot تسلط
H h ح، ه haft
hesâb
هفت
حساب
U u - u
kuh
او
کوه
I i - Irân
bist
ایران
بیست
V v و varzeŝ ورزش
J j ج jang جنگ X x خ xâstan خاستن
Ĵ ĵ ژ ĵâle ژاله Xw Xw خو xwâstan خواستن
K k ک ketâb کتاب Y y ی yek
meydân
یک
میدان
L l ل lebâs لباس Z z ذ، ز
ض، ظ
zur زور
M m م mâdar مادر ê ء، ع maêni
mâyeê
ŝeyê
معنی
مایع
شئ

۱- از آنجا که «c» به تنهایی کاربردی ندارد ما از آن برای نشان دادن صدای «چ» استفاده می‌کنیم. چنین کاربردی از حرف «c» در دیگر زبان‌ها نیز مصداق دارد.

۲- از آنجا که نشانه‌ی کلاه در نوشتار زیباتر از نشانه‌ی تاج است، همچنین برای هماهنگی با «â» که کلاه‌دار است، تصمیم گرفته شد از حرفهایی که نشانه‌ی کلاه دارند، استفاده کنیم که در جدول روبرو مشخص است. از نظر رایانه‌ای و استاندارد یونی‌کد (Unicode) هم حرف‌های کلاه‌دار پیش از حرفهای تاج‌دار تعریف شده‌اند که این خود به نوعی نشان از برتری زیباشناختی آنها دارد.

۳- برای «غ» از «ĝ» و برای «ق» از «q» استفاده می‌شود.

۴- ایست چاکنایی [۴] (صدای همزه و عین) با «ê» نشان داده می‌شود. البته این که ایست چاکنایی چه موقع نوشته می‌شود و چه موقع نه، احتیاج به توضیح دارد که در بخش آیین نگارش در موردش نوشته خواهد شد. مثلن در ابتدای هجا و یا میان دو واکه نیازی به نوشتن آن نیست. مثلن باید «علی» را به صورت «Ali» نوشت و نه «Êali» یا «طبیعت» را به صورت «tabiat» و نه «tabiêat». البته، فارسی‌زبانان به طور طبیعی این را می‌دانند.

۵- برای «ژ» از حرفی بر پایه‌ی «j» استفاده شده که بسیار مناسب‌تر از «z» است. مقایسه کنید:

واژه پایه‌ی z پایه‌ی j
اژدها eẑdehâ eĵdehâ
آژانس âẑâns âĵâns
واژه vâẑe vâĵe
مژده moẑde moĵde
ژاپن Ẑâpon Ĵâpon
بیژن Biẑan Biĵan

۶- در صورت نبود امکان تایپ حرفهای کلاه‌دار، می‌توان از بدل‌شان استفاده کرد:

اصل بدل
â a`, aa
ĝ g`, gh
ĵ j`, jh
ŝ s`, sh
ê e`

البته، به زودی صفحه‌کلیدی بر اساس این الگو ساخته می‌شود تا با نصب آن بتوان با حرفهای اصلی فارسی نوشت. همچنین برنامه‌ای برخط (online) که این حرفها را در اختیار قرار می‌دهد.

آنچه آمد تنها یک پیشنهاد است اما یک الگوی کامل باید اصلهای زیر را در نظر بگیرد:

  • استفاده از تک‌حرف برای همخوان‌ها
  • نوشتن همزه با حرف و استفاده از نشانه‌ی آپوستروف برای همان کاربری‌هایی که در خط لاتین دارد.
  • حفظ تفاوت نوشتاری میان «غ» و «ق»
  • حفظ «خو» دست کم برای پرهیز از همنوشت شدن واژه‌های هم‌آوا

۵. آیین نگارش

به دلیل گستردگی موضوع، در نوشتاری جدا به آن پرداخته خواهد شد: آیین نگارش الفبای فارسی-لاتینی.

توضیح‌ها
۱. [↑] همان «صامت» یا «حرف بی‌صدا» که هیچکدام لفظهای درستی نیستند زیرا «صامت»ها هم از خود صدا دارند (مثلن «ش») و نمی‌توان آنها را «بی‌صدا» نامید. در کتاب‌های زبان‌شناسی جدید، این دو لفظ – که هر دو، یک معنی را می‌رسانند – کنار گذاشته شده و به جای آنها از لفظ «همخوان» استفاده می‌شود؛ به این اعتبار که آنها همراه با دیگر حرفها خوانده می‌شوند.
۲. [↑] همان «مصوت» یا «حرف صدادار» که هیچکدام لفظهای درستی نیستند زیرا «صامت»ها نیز از خود صدا دارند (مثلن «ش») و نمی‌توان تنها «مصوت»ها را «صدادار» نامید. در کتاب‌های زبان‌شناسی جدید، این دو لفظ – که هر دو، یک معنی را می‌رسانند – کنار گذاشته شده و به جای آنها از لفظ «واکه» استفاده می‌شود؛ به این اعتبار که آنها به همخوان‌ها واک خود را می‌چسبانند.
۳. [↑] به دو حرف که با هم ترکیب شده و یک صدا را می‌رسانند، دوحرفی (digraph) می‌گویند. مانند «s» و «h» که با هم ترکیب شده و صدای «ش» را می‌رسانند.
۴. [↑] به صدای همزه و عین در اصطلاح «ایست چاکنایی» (glottal stop) می‌گویند. یعنی «ایستی» که از «چاکنای» (glottis ؛ دهانه‌ی حنجره) بر می‌آید.
این نوشتار هنوز کامل نشده و تغییر خواهد کرد. اگر نظری دارید حتمن با من در میان بگذارید.
http://www.jahanshiri.ir/fa/fa/farsilatini.html


 

نویسنده : اردشیرامجدی - ساعت 11:22 PM روز جمعه 3 مهر ماه سال 1388
نظرات (0)    |  لینک ثابت    |   تگ آموزشی