مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
رأی شماره 706 ـ 20/9/1386 وحدت رویه هیأت عمومی
طبق ماده 197 قانون آییندادرسی کیفری مصوب 1290 و اصلاحات بعدی آن، هرگاه
کسی متهم به ارتکاب چند جرم از درجات مختلفه باشد، در دادگاهی که صلاحیت
رسیدگی به مهمترین جرم را دارد محاکمه میگردد و مطابق تبصره ذیل ماده 3
قانون تجدیدنظر آراء دادگاهها مصوب 1372، اگر در محلی دادگاه نظامی دو
نباشد به جرائم در صلاحیت این دادگاهها نیز در دادگاه نظامی یک رسیدگی
میشود و در این صورت احکام دادگاههای نظامی یک که به جانشینی دادگاههای
نظامی دو صادر گردیده، قابل اعتراض در دادگاه نظامی یک هم عرض خواهد بود،
ولی اگر دادگاه نظامی یک به استناد ماده 197 قانون مرقوم و تبصره ذیل آن و
به تبع جرم مهمتر به جرائم در صلاحیت دادگاههای نظامی یک و دو توأماً
رسیدگی نماید به اعتبار قابلیت تجدیدنظر احکام دادگاههای نظامی یک در
دیوان عالی کشور و لزوم رسیدگی توأم، به کلیه اعتراضات واصله باید در
دیوانعالی کشور رسیدگی شود، لذا به نظر اکثریت قریب به اتفاق اعضای
هیأتعمومی دیوان عالی کشور رأی شعبه سی ویکم که با این نظر انطباق دارد
صحیح و قانونی تشخیص میگردد. این رأی مطابق ماده 270 قانون آییندادرسی
دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 در موارد مشابه برای
دادگاهها و شعب دیوان عالی کشور لازمالاتباع میباشد.
رأی شماره 705ـ 1/8/1386 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
« چون مطابق ماده سیزده قانون آییندادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در
امور مدنی مصوب 1379 (( در دعاوی بازرگانی و دعاوی راجع به اموال منقول که
از عقد و قرارداد ناشی شدهباشد، خواهان میتواند به دادگاهی رجوع کند که
عقد یا قرارداد در حوزة آن واقع شدهاست یا تعهد میبایست در آنجا انجام
شود.)) و مهر نیز از عقد نکاح ناشی شده و طبق ماده 1082 قانون مدنی، به
مجرد عقد، بر ذمة زوج مستقر میگردد و به دلالت ماده20 همان قانون کلیه
دیون از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول میباشد، لذا به نظر اکثریت قریب
به اتفاق اعضای هیأت عمومی دیوان عالی کشور دعوی مطالبه مهریه از حیث
صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده مشمول مقررات ماده 13 قانون مرقوم بوده و رأی
شعبه بیست و چهارم دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد صحیح و
قانونی تشخیص میگردد.»
« این رأی براساس ماده270 قانون آییندادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در
امور کیفری مصوب 1378 برای کلیه شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها در موارد
مشابه لازمالاتباع میباشد.»
رأی شماره704ـ24/7/1386 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
« طبق بند اول ماده پنجم قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و
انقلاب مصوب1381، به کلیه جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور و محاربه و
یا افسادفیالارض در دادگاههای انقلاب اسلامی رسیدگی میگردد و...
رسیدگی به جرائم مذکور در بندهای مختلف ماده یک قانون مجازات اخلالگران در
نظام اقتصادی کشور نیز در صورتی که طبق ماده2 این قانون به قصد ضربهزدن
به نظام جمهوری اسلامی ایران یا به قصد مقابله با آن و یا با علم به مؤثر
بودن اقدام در مقابله با نظام مزبور باشد، به لحاظ اینکه متضمن اقدام علیه
امنیت داخلی یا خارجی کشور است، با این دادگاهها خواهدبود و در سایر
موارد به علت نسخ ضمنی تبصره6 ماده2 قانون اخیرالذکر در این قسمت،
دادگاههای عمومی صلاحیت رسیدگی خواهند داشت. بنابراین به نظر اکثریت
اعضای هیأت عمومی دیوان عالی کشور رأی شعبه سی و سوم دیوان عالی کشور در
حدی که با این نظر مطابقت داشتهباشد صحیح و قانونی تشخیص میگردد.»
« این رأی براساس ماده 270 قانون آییندادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب
در امور کیفـری برای شعـب دیوان عالی کشـور و دادگاهها در موارد مشابه
لازمالاتباع است».
رأی شماره703ـ9/5/1386 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
«ماده 21 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب سال 1381
علیالاطلاق مرجع تجدیدنظر آراء دادگاههای عمومی حقوقی، جزایی و انقلاب
را دادگاه تجدیدنظر استان محل استقرار آن دادگاهها و مرجع فرجامخواهی
آراء دادگاه کیفری استان را دیوان عالی کشور دانسته و ماده 39 الحاقی به
قانون اصلاحی مرقوم کلیه قوانین و مقررات مغایر از جمله ماده233 قانون
آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری را در آن قسمت که
مغایرت دارد ملغی نمودهاست، بنابراین به نظر اکثریت اعضای هیأت عمومی
رأی شعبه سی و پنجم دیوان عالی کشور صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص
میگردد.»
« این رأی مطابق ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در
امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها
لازمالاتباع میباشد.»
رأی شماره702ـ2/5/1386 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
« واگذاری اراضی کشاورزی به زارعین صاحب نسق و تشخیص استحقاق و تعیین
مقدار زمینی که به هر یک از آنها واگذار میشود براساس ضوابط و مقررات
خاص قانون اصلاحات ارضی است، و در صورتیکه در نحوه این واگذاری و یا
تنظیم سند اشتباهی رخ دهد بموجب ماده38 آییننامه قانونی مصوب کمیسیون
مشترک مجلسین (مرجع صالح در زمان تصویب) شورای اصلاحات ارضی آن را اصلاح
مینماید. شورای انقلاب اسلامی در 7/9/1359 با الحاق یک تبصره به
آییننامه مذکور و نیز در 13/2/1359 اصلاح تبصره 3 ماده2 لایحه قانونی
راجع به تکمیل پارهای از مواد قانون اصلاحات ارضی تلویحاً آنرا تأیید
نمودهاست، لذا با عنایت به قسمت اخیر اصل 159 قانون اساسی جمهوری اسلامی
بنظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور رأی شماره 83/820 شعبه 21
دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد صحیحاً صادر شده و تأیید
میگردد.»
« این رأی به موجب ماده 270 قانون آییندادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب
در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها لازم
الاتباع میباشد.»
رأی شمارة 700ـ12/4/1386 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
« چون مطابق ماده3 اصلاحی 28/1/1381 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و
انقلاب، دادسرا در حوزة قضایی شهرستان تشکیل و در معیت دادگاههای آن حوزه
انجام وظیفه مینماید و طبق تبصره6 الحاقی به مادة مرقوم ـ در حوزة قضایی
بخش ـ رئیس یا دادرس علیالبدل دادگاه در جرائمی که رسیدگی به آنها در
صلاحیت دادگاه کیفری استان است، بجانشینی بازپرس، تحت نظارت دادستان
مربوطه اقدام مینمایند و در سایر جرائم باید تا تصویب آیین دادرسی مربوطه
وفق مقررات آییندادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378
و این قانون رسیدگی و به صدور رأی اقدام نمایند، لهذا نظارت دادستان
شهرستان در انجام وظایف مذکور در بند الف مادة فوقالذکر ـ در حوزة قضایی
بخش ـ به موارد مربوط به صلاحیت دادگاه کیفری استان محدود بوده و در سایر
جرائم دادستان نظارتی نداشته، نتیجتاً نیازی به صدور کیفرخواست نمیباشد،
براین اساس به نظر اکثریت اعضای هیأت عمومی دیوان عالی کشور، رأی شعبه
چهارم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص
میگردد.»
«این رأی طبق ماده270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور
کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها لازم الاتباع
میباشد.»
رأی شماره699ـ22/3/1386 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
قانونـگـذار برای آراء صادره از مراجع غیر دادگستری نوعاً مرجعی را
برای رسیدگی به اعتراضات و رفع اشتباهات احتمالی تعیین نمودهاست، در حالی
که برای رسیدگی باعتراض نسبت به آراء کمیسیون ماده 77 قانون شهرداری که
ابتدائاً رسیدگی مینماید چنین مرجعی پیشبینی نشدهاست، بنابمراتب،
همانطور که بموجب اصل یکصد و هفتاد و سوم قانون اساسی و ماده 13 قانون
دیوان عدالت اداری مردم میتوانند اعتراضات خود را در دیوان عدالت اداری
مطرح نمایند، سازمانهای دولتی نیز میتوانند برای رفع هر نوع تخلف احتمالی
از قانون، در صدور آراء کمیسیون ماده 77 از حیث نقض قوانین یا مقررات و
مخالفت با آنها، به مراجع دادگستری که مرجع تظلم عمومی است مراجعه نمایند
و بنظر اکثریت اعضاء هیات عمومی دیوان عالی کشور رأی شعبه 35 دادگاه
تجدیدنظر استان تهران در حدی که با این نظر تطابق داشته باشد صحیح تشخیص
میگردد.
این رأی بموجب ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در
امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها
لازمالاتباع است.
رأی شماره 698 ـ 21/1/1386 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
« تعیین کیفر در حدود مقررات ماده 612 قانون مجازات اسلامی با احراز
عمدی بودن قتل به طریق مقتضی و سایر شرایط مذکور در این ماده ملازمه داشته
و رسیدگی به آن نیز براساس تبصره1 ماده 20 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و
انقلاب، از خصائص دادگاه کیفری استان میباشد و رأی صادر شده از دادگاه
کیفری استان نیز ظرف مهلتی که برای تجدیدنظرخواهی مقرر گردیده قابل رسیدگی
در دیوان عالی کشور است. بنا به مراتب به نظر اکثریت اعضای هیأت عمومی
دیوان عالی کشور حکم محکومیت به حبس موضوع ماده 612 قانون مجازات اسلامی
نیز قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور بوده و رأی شعبه بیست و هفتم دیوان
عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد صحیح و قانونی تشخیص میگردد.»
»این رأی طبق ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در
امور کیفری در موارد مشابه برای دادگاهها و شعب دیوان عالی کشور
لازمالاتباع میباشد.»
رأی شماره 697 ـ 24/11/1385 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
« قطع نظر از اینکه به موجب رأی شماره 76/3 ـ هـ ـ 10/10/1376 هیأت عمومی
دیوان عدالت اداری مرجع صالح به اعتراضات موضوع قانون تعیین تکلیف اراضی
اختلافی اجرای قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع ـ فارغ از
محل وقوع اراضی مربوطه ـ هیأت موضوع ماده واحده قانون تعیین تکلیف اراضی
اختلافی موضوع اجرای ماده 56 قانون جنگلها و مراتع شناخته شده و به موجب
قسمت اخیر ماده 20 قانون دیوان عدالت اداری رأی اکثریت هیأت عمومی دیوان
عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع مربوطه منجمله هیأت موضوع ماده
واحده فوقالذکر در موارد مشابه لازمالاتباع است، اساساً با لحاظ تبصره2
و اطلاق و عموم تبصره5 ماده واحده فوقالذکر از تاریخ تصویب آن ماده
واحده کلیه قوانین و مقرّرات و آییننامههای مغایر با این قانون لغو و
تنها مرجع رسیدگی به شکایات مربوط به اجرای ماده 56 قانون جنگلها و مراتع
و اصلاحیههای آن هیأت موضوع این قانون خواهدبود، بنا به مراتب رأی شمارة
513 ـ 26/8/1383 شعبه 38 دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد از
نظر اکثریت قاطع اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور صحیح تشخیص و مورد
تأیید است.
این رأی بر طبق ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در
امور کیفری برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها در موارد مشابه
لازمالاتباع است».
رأی شماره 696 ـ 14/9/1385 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
تعریف تعزیرات شرعی در تبصره یک ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای
عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال 1378 مندرج است و مطابق ماده 17
قانون مجازات اسلامی کیفرهای بازدارنده، تأدیب یا عقوبتی است که از طرف
حکومت به منظور حفظ نظم و مراعات مصلحت اجتماع مقرر میگردد. نظر به اینکه
قانونگذار انتقال مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است، در حکم
کلاهبرداری و مشمول مجازات آن دانسته و اقدام به این امر نیز ماهیتاً از
مصادیق اکل مال به باطل به شمار میآید که شرعاً حرام محسوب گردیده، لذا
به نظر اکثریت اعضای هیأت عمومی دیوان عالی کشور بزه انتقال مال غیر
موضوعاً از شمول مقررات ماده 173 قانون مرقوم خارج است و رأی شعبه سوم
دادگاه تجدیدنظر استان گلستان صحیح و قانونی تشخیص میگردد.
این رأی طبق ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در
موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها لازمالاتباع است.
رأی شماره 694 ـ 9/8/1385وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
نظر به اینکه به موجب قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب
مصوب28/7/1381 و ماده10 آئیننامه اصلاحی قانون مذکور، اختیار دادستان که
از او سلب شده بود، مجدداً به وی اعطاء شده و دستور ضبط وثیقه یا
وجهالکفاله یا وجهالاالتزام نیز حسب رأی وحدت رویه قضایی679 ـ1384 از
وظایف دادستان تشخیص دادهشده و در ماده 3 اصلاحی قانون مرقوم، در موارد
متعدد به صلاحیت دادگاه عمومی در رسیدگی به اعتراضات معموله نسبت به
تصمیمات دادسرا تصریح گردیده و مطابق اصول کلی و روح حاکم بر آیین دادرسی
کیفری، تصمیمات دادسرای در دادگاهی که آن دادسرا در معیت آن انجام وظیفه
مینماید قابلاعتراض میباشد و چون در حالحاضر به اعتبار تشکیل
دادسراهای عمومی و انقلاب در سراسر کشور دیگر دستور ضبط وثیقه از ناحیه
رئیس حوزه قضائی صادر نمیگردد، لذا به نظر اکثریت اعضای هیأت عمومی دیوان
عالی کشور، رأی شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان مبنی بر صلاحیت
دادگاه عمومی در رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور ضبط وثیقه توسط دادستان،
صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص میگردد.
این رأی طبق ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور
کیفری، در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها لازمالاتباع
میباشد.
رأی شماره 692 ـ 18/7/1385 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
بموجب تبصره3 ماده1 قانون آموزش مداوم جامعه پزشکی کشور مصوب 12/2/1375
مجلس شورای اسلامی کلیه شاغلان حرفههای وابسته پزشکی که بنحوی دارای
مؤسسه یا دفتر کار هستند و خدماتی مانند ساخت عینک طبی ارائه مینمایند و
کلیه مشمولان قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و داروئی و مواد خوردنی و
آشامیدنی موظف به شرکت در دورههای خاص آموزش مداوم هستند و صدور و تجدید
مجوز کار آنها منوط به ارائه گواهی شرکت در این دوره است بنابراین بر حسب
مفاد تبصره مزبور تصدی به امر ساخت عینک طبی محتاجالیه داشتن پروانه کار
از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است و رأی شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر
استان کرمانشاه به نظر اکثریت قریب به اتفاق اعضای هیأت عمومی وحدت رویه
قضایی دیوان عالی کشور در حدی که با این نظر مطابقت داشته باشد صحیح و
قانونی تشخیص میگردد.
این رأی براساس ماده270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب
در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها
لازمالاتباع است.
رأی شماره 691 ـ 11/7/1385 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
با توجه به ماده442 قانون مجازات اسلامی که مقرر داشته: « دیه شکستن استخوان هر عضوی که برای آن عضو دیه معینی است خمس آن میباشد.