مصاحبه جنجالی خداداد عزیزی با ماهنامه آشیان سبز - امجدی وکیل پایه یک و مشاور حقوقی
اخبار و مقالات حقوقی,کیفری,قضائی و...

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

تو نصف روز دایی را مربی کردند
من شخصیتم با این سیستم فوتبال سازگار نیست. به همین دلیله که دیگه نمی خوام به این فوتبال برگردم. افشین قطبی نفر اول انتخاب میشه، آقای جلالی بوده با آقای مایلی کهن، آقای ذولفقارنسب و آقای قلعه نوعی. اینا برنامه خودشون رو می دهند. افشین قطبی تو برنامه کارشناسی انتخاب می شه و بهش می گن بیا سازمان تربیت بدنی اینا اطلاعاتی که من دارم و شما هم حتماً دارید. می گن برو فردا بیا و بعداظهر از تلویزیون علی سرمربی معرفی میشه. تو نصف روز تصمیم گیری می کنند که شاید علی به سیستم اینا بیشتر می خوره.

به شدت نارحتم
بایت اتفاقی که برای آن خبرنگار افتاد به شدت ناراحت هستم چون هیچکس دوست ندارد که چنین اتفاقی براش بیافته اما چون یک عده آدم غیر ورزشی یک مقدار قضیه رو شلوغ کردند، بازتاب این قضیه در جامعه برای من خوب نبود.


من از قله افتادم
سیستم فوتبال ما سیستم غلطیه، به همین دلیل وقتی شما به سیستم ایراد می گیرید یک عده دوست ندارند که تصمیم گیرنده هم همونا هستند وگرنه شب حادثه ورزشگاه ثامن همه چیز تمام می شد، آقای قاسم محمدی در خود بیمارستان رضایت میده و حتی در جواب اینکه نمی خوای طول درمان بگیری میگه نه من مشکلی ندارم. بعد میره زعفرانش رو هم میخره و سوار هواپیما میشه و می ره اما وارد فرودگاه شیراز که میشه همه چیز عوض می­شه و شکایت علیه خداداد شروع میشه. آقای شریفی در رادیو یک حرفی زد. گفت: اینکه می گن چرا خداداد این جوری شد و مثلاً کوشکی نشد به این خاطره که کوشکی در فوتبال ما روی تپه است اما خداداد بالای فوتبال ماست. اون کسی که بالای قله است وقتی می افته بیشتر آسیب می بینه تا اونی که از روی تپه می افته اما قانون قله و تپه می شناسه و برای همه یکسان است.


حاشیه ها، فوتبال ایران را خورده
توی فوتبال اگر از خبرنگار بازیکن نگیری باهات بد میشه، با مدیرعامل کنار نیای بر ضدت میشه واگر انتقاد کنی گردنت رو می زنن تنها چیزی که در آن نیست فوتباله و فقط حاشیه هاست. حاشیه ها فوتبال ایران را خورده. فوتبال ما در سراشیبی سقوطه و هیچ چیز هم سر جای خودش نیست چون سیستم فوتبال ما غلطه.


نمی خواهم از گلزنی دایی حرف بزنم
نمی خواهم از گلزنی دایی حرفی بزنم، اگر بخواهم در مورد گل زدن بحث کنیم من موضوعی که مهدوی کیا به حشمت مهاجرانی گفت رو مطرح می کنم. مهدی گفته بود یک عده از کنار خط توپ رو می رسونند و سانتر می کنند و در نهایت یک نفر توپ رو می زنه داخل گل. من نمی دونم در دوران بازیگری به علی دایی چند تا پاس گل داده ام؟ اما علی دایی به من 2 تا پاس گل داده. چون کار من سازندگیه و کار علی تمام کردن. علی این تکنیک را نداره که برای من بازیسازی کنه اما تکنیک بدون سیستم بازی من طوریه که حرکاتم رو انجام می دم و توپ رو به علی می رسونم که بزنه توی گل و اگر علی نباشه بدم به کس دیگری بزنه توی گل.

2 بار با دایی حرفم شد
من و دایی 2 بار در دوران بازیگری با هم حرفمون شد اما فقط در حد حرف. یک بار بازی با آمریکا و یک بازی با استرالیا در ملبورن. یک بار سر یک نوار کاست بود که سه روز یک نوار کاست ترکی توی ماشین بود در آمریکا که من شکوندم و انداختم بیرون علی گفت: چرا این کار را کردی؟ گفتم بابا فقط تو که توی این اتوبوس نیستی ما هم هستیم. او گفت تو غلط کردی شکوندی من هم گفتم خودت غلط کردی در حد همین.


علی به سمتم هسته زیتون پرت کرد
یک روز قبل از بازی بود. سر ناهار یک میز بودیم که ما داشتیم می خندیدیم این ور میز دادرس و احمدرضا عابدزاده و بزرگان بودند و ما این ور نشسته بودیم. نمی دونم چی شد که من یهو بلند خندیدم، پشتم هم به آنها بود. علی دایی گفت: تیمی که صاحب نداره همینه و هر کی دلش بخواد بلند می خنده. اصلاً یعنی چی؟ برگشتم گفتم: علی با منی؟ گفت: آره با توام. گفتم: تو چی کاره تیمی؟ رئیس فدراسیونی؟ سرپرستی؟ کاپیتانی؟ به تو چه ربطی داره؟ گفت: به خودت چه ربطی داره. یک دعوای لفظی پیش آمد که یک هسته زیتون سمتم پرت کرد. من هم بشقاب دستم بود که بچه ها از دستم گرفتند. من اون روز می خواستم بهش بگم که تمام اینایی که اینجا نشسته اند برای خودشون کسی هستند اما تو فکر نکن کسی هستی که دور برداری. بعد ما رو آشتی دادند که فرداش هم پاس گل داد که البته فکر می کنم اگر او بازی بر گرده علی دیگه هیچ وقت او پاس گل رو هم نمی داد. علی با پاس گل های من آقای گل جهان شد. اما تفاوت آقای گل جهان شدن با پاس های من و زدن گل به استرالیا از زمین تا آسمان است. 

جاه طلب نیستم
شما وقتی جاه طلبید سعی می کنید بقیه رو بزنید. من به این خاطر آدم های جاه طلب رو دوست ندارم که فکر می کنم آدم های جاه طلب آدم ها رو می زنند. عین میمونی می مونه که داره تو آتیش می سوزه و بچه اش رو می گذاره زیر پاش. جاه طلب چشماش کور و تنگ میشه، حسود میشه و سعی می کنه همه رو بزند. آخر منی که سال 64، چهارده سالم بوده 50 کیلو گچ رو می انداختم روی کولم و 5 طبقه ساختمون رو به خاطر کار بنایی با داداشم می رفتم که تابستون ها خرج زندگی پدر و مادرم رو در بیاورم، منی که سال 65 وقتی توی کوچه گل کوچیک بازی می کردم و یا می رفتیم توی زمین های خاکی کفش نداشتم و کفش لنگه به لنگه پیدا و پام می کردم، منی که سال 66 در مسابقات محلی کفش نداشتم و پالخت بازی می کردم اهل این چیزها نیستم.


نداشتم پول عمل مادرم را بدهم، فوت کرد

سال 69 با اینکه توی فوتبال بودم، نداشتیم پول عمل مادرم رو بدیم مادرم فوت کرد. الان همه چیز دارم و پدرم داره زندگیش به راحتی با بچه هاش می چرخه. این بحث مالیه. بحث فوتبالی هم من به تنها چیزی که فکر نمی کردم تیم ملی بود.


اصلاًَ فکر این روزها نبودم
تا سال 68 اصلاً استادیوم تختی رو ندیدم زمانی که 18 سالم بود سینما رو ندیده بودم الان توی خونم سینمای خانوادگی دارم منی که اصلاً فکرش رو نمی کردم یک روز سوار BMW بشم. اصلاً نمی دونستم ماشین چی هست. سینما خانواده نمی دونستم چی هست؟ ما یک زمانی تلویزیون سیاه و سفید ازاین کوچیکا داشتیم که باید زور می زدم و آنتنش رو این ور و او ور می بردم. خیلی زور زدم سال 69 یکی از طرفداران ابومسلم یک تلویزیون قسطی به ما فروخت 42 هزار تومان.


آرزو دارم 18 سال دیگر بمیرم! 
واقعیتش تنها آرزویی که دارم اینکه توی 55 سالگی بمیرم. اینو جدی دارم می گم الان 37 سالمه یعنی 18 ساله دیگه دقیقاً زمانی که پسرم می رسه به این سن 22 سالگی یعنی سنی که او سن بلوغشه و ما داریم می ریم توی سراشیبی. دوست ندارم فردا وبال بچه ام باشم. همون طوری که الان دوست ندارم وبال سیستم باشم. می خوام توی یک سنی برم که هنوز خودم هستم.






 

نویسنده : اردشیرامجدی - ساعت 04:46 AM روز جمعه 18 اردیبهشت ماه سال 1388
نظرات (0)    |  لینک ثابت    |   تگ اخبار ورزشی