موج کره ای در تلویزیون ما و خلاصه داستان جومونگ ( بخش اول) - امجدی وکیل پایه یک و مشاور حقوقی
اخبار و مقالات حقوقی,کیفری,قضائی و...

درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
صد فیلم برتر شاهکار سینما
از هنرمندان بزرگی چون:آلپاچینو
آلن دولن، مارلون براندو،‌ آنتونی کوئین
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


به نام خدا

سلام . تقریبا ٣ سالی است که صدا و سیما به جای تولید  سریالهای فاخر و دست به جیب شدن برای طراحی و ساخت  سریال و یا فیلمهای زیبا و اثر گذار . تبدیل به یک وارد کننده سریالهای کره ای شده است . در زمانی سریالهای کانادایی مثل مرد رودخانه برفی . پزشک دهکده . داستانهای جزیره . آن شرلی با موهای قرمز و امیلی در نیومون وارد شد که الحق و الانصاف سریالهای جذاب و خوش ساختی بودند . که هر چند گاهی تلویزیون مجدد دست به دامن این سریالها شده و در یکسری ساعات آنها را پخش میکند . ولی بحث اصلی ما سریالهای کره ای است که در این چند سال اخیر بدجوری مد شده است . سردمدار این سریالها در جواهری در قصر یا همان یانگوم بود که پای بقیه سریالهای کره ای را به تلویزیون ما باز کرد . پس از آن هم سریال امپراتور دریا وارد شد که باز هم مردم را میخکوب کرد . سپس تاجر پوسان و بعد هم افسانه جومونگ تازه ترین نمونه سریالهای کره ای است که در حال پخش است که سریال قوی هم از لحاظ داستان و هم از نظر بازی بازیگران آن . به هر حال پس از اقدام صدا و سیما در پخش این سریال در ایام نوروز به صورت هر روز . تقریبا تماشاگران این سریال چند برابر شدند که به نوعی معتاد به دیدن این سریال شدند و داستان این مجموعه در مورد فردی است به نام جومونگ که فرزند یک فرمانده شورشی به نام هی موسه است که به صورت پنهانی با دختر یکی از روسای قبایل به نام یو هوا  ازدواج کرده و توسط امپراتوری هان پدر این دختر کشته شده و هی موسه نیز دستگیر و توسط آنها کور میشود . پس از آن توسط دوستش ولیعهد بویو یعنی عالیجناب گیوم وا بانو یو هوا نجات پیدا کرده و تحت سرپرستی او به عنوان همسر دومش قرار میگرد در حالیکه همه فکر میکردند هی موسو مرده وی در غاری توسط کاهن اعظم بویو و نخست وزیر زندانی شده و سالها میگذرد . بانو یوهوا از هی موسو صاحب فرزندی شده به نام جومونگ که حسب اعلام شاه گیوم وا همه فکر میکنند که فرزند شاه است و به عنوان شاهزاده در دربار بویو بزرگ میشود . تا زمانی که به دلایلی از قصر اخراج شده و تحت حمایت گروه تجاری یون تابال و دخترش سوسونو قرار میگیرد . در فرایندی جومونگ و سوسونو عاشق هم شده و جومونگ دوباره به قصر برگشته و مسابقات برای ولیعدی شرکت میکند . منبع عظیم نمک پیدا کرده و خدمات زیادی میکند . دشمن اصلی بویو  سلسله هان میباشد که آرزوی جومونگ شکست آنان است ولی این سلسله از آهن سخت و محکم  استفاده میکنند که تلاش جومونگ پیدا کردن راز ساخت آهن محکمتر از هان است که دوستانش به وی کمک میکنند . او پس از مدتی میفهمد که پدرش های موسو بوده و هدفش ساخت سرزمینی جدید در زمینهای اجدادی بوده که پس از این امر از رقابت ولیعهدی انصراف داده و سعی میکند که هدف پدرش را زنده کند . در این اثنا جنگی با هان در گرفته که جومونگ در این جنگ مفقود میشود . کسی از  سر نوشت او خبر ندارد . از طرفی دیگر تسو برادر جومونگ و فرزند ارشد شاه گیوم وا مدعی ولیعهدی و تشنه قدرت مدام سعی نموده جومونگ را بکشد ولی موفق نمی شود . در هر حال او هم عاشق سوسونو است ولی سوسونو از او خوشش نیامده و چون پس از غیبت و گم شدن جومونگ همه فکر کردند که او مرده سوسونو برای فرار از ازدواج با تسو با پسر عمویش ازدواج کرده به خاطر این کار از بویو اخراج میشوند . از طرف دیگر شاه گیوم وا هم که در جنگ با هان زخمی شده در بستر بیماری با کودتای  تسو مواجه شده و قدرت دست تسو قرار میگیرد ولی جومونگ زنده است و توسط قبیله ای پس از زخمی شدن در جنگ نجات پیدا کرده و توسط دختر رییس آن قبیله به نام یه سویا  نجات پیدا کرده و خوب میشود ولی با کودتای در آن قبیله جومونگ و یه سویا زندانی میشوند و پدر یه سویا کشته میشود دوستان جومونگ به دنبال او هستند از طرفی رییس شورشیان از هویت جومونگ آگاه شده و تصمیم میگیرد او را تسلیم هان کند . تسو هم با دختر حاکم هیون تو ازدواج سیاسی کرده که سون لان  نام دارد که دختری شیطان صفت است . دوستان جومونگ از محل او آگاه شده وی را نجات میدهند . جومونگ هم برگشته و یه سویا را نجات میدهد . با او به بویو بر میگردند . البته تسو با تحریک همسرش تصمیم به قتل جومونگ میگیرند ولی موفق نشده جومونگ به قصر بر میگردد .  او از ازدواج سوسونو مطلع شده  ولی با شنیدن دلیل ازدواج از مادرش آرام میشود . شاه و مادر جومونگ تصمیم میگیرند که جومونگ با یه سویا ازدواج کند . آنها ازدواج کرده و شاه هم با کمک جومونگ و سایرین به قدرت بر می گردد . تسو و همسرش به مرز تبعید شده و از قصر خارج میشوند . جومونگ در ادامه هدفش مهاجرین جولبون را به تدریج از دست هان نجات میدهد و در یک فرصت اعتماد شاه را بدست می آورد وحسب توصیه کاهن یومیول از بویو به همراه سایر دوستان و مهاجرین برای ساخت سرزمین جدید فرار میکند و قرار میشود مادر و همسرش هم به او بپیوندند ولی در بین راه ...






 دستگیر شده و در قصر تحت نظر قرار میگیرند . شاه هم از جومونگ عصبانی است وبه تحریک ملکه و دشمنان جومونگ گوش کرده و فکر میکند که جومونگ قصد نابودی بویو را دارد . در هرحال یه سویا فرزندی به دنیا می آورد به نام یوری . چند سال میگذرد . جومونگ سرزمینهای جدیدی را فتح کرده و قوی میشود . در جریانی مادر و خواهرش از قصر فرار کرده ولی مادر دستگیر شده  و بعدا در طی در گیری و اختلاف با شاه گیوم وا به دست وی کشته میشود . و یه سویا  و پسرش فرار میکنند . یه سویا زخمی شده توسط روستاییان مداوا میشود . از طرف دیگر جومونگ هم فکر میکند همسر و پسرش کشته شده اند . نا امید میشود. بانو سوسونو نیز که شوهرش در درگیری درون قبیله ای کشته شده با جومونگ ازدواج میکند و ملکه میشود . سرزمینی که جومونگ ایجاد میکند گوگوریو نام نهاده می شود .حاکم هیون تو را در جنگ شکست داده و میکشد .  از طرفی یه سویا پس از بهبودی به گوگوریو می آید ولی در مراسم عروسی جومونگ مواجه شده و از معرفی خودش پشیمان میشود . و به طور مخفی زندگی میکند . ١۵ سال میگذرد . پسر جومونگ بزرگ میشود . و به صورت پسری شر و شلوغ به امر راهزنی و خلاف روی می آورد . در پی اتفاقاتی با تسو آشنا میشود و جزو گارد محافظان بویو در می آید . جومونگ هم دو فرزند سوسونو را مثل شاهزاده ها بزرگ کرده حکم فرزندانش را دارند و بی خبر از یوری فرزندش است  . شاه گیوم وا هم توسط گروهی کشته شده و تسو شاه میشود .  یه سویا بالاخره راز پدر یوری را برای یوری افشا میکند و از او می خواهد به گوگوریو رفته نیمه شمشیر شکسته پدرش را که نشانه از پدر است به پدرش بدهد تا جومونگ بشناسدش . یوری به گوگوریو رفته و پدر او را می شناسد با هم به محل مادر می روند . ولی یه سویا  از دست مامورین بویو فرار کرده به غاری می رود و زخمی و ضعیف می افتد . یوری از محل غار خبر داشته جومونگ را هم می برد . یه سویا را زخمی و رنجور در حال مرگ پیدا میکنند . همه به گوگوریو بر میگردند اطرافیان سوسونو  که حالا ملکه گوگوریو است دیگر شاهزادگان را تحریک علیه یوری فرزند جومونگ میکنند ولی سوسونو کودتا را در نطفه خفه کرده و اهل قبیله خودش که عمه اش و گروهی دیگر بودند را تبعید میکند . و خودش هم تصمیم گرفته از یه سویا حمایت کرده و از مقام ملکه ای کنار رود ولی جومونگ مخالفت کرده و یه سویا که خوب میشود ناراحت از این اوضاع است . تا اینکه سوسونو تصمیم میگیرد برای جلو گیری از هر اتفاقی و اختلاف بین شاهزاده ها از بویو به جنوب برود و هر کدام از پسرانش حاکم یک قسمت از جنوب شبه جزیره کره شوند . بالاخره جومونگ موافقت کرده و یوری ولیعهد میشود . جومونگ هم به گسترش گوگوریو مشغول شده . در انتها جومونگ فاتح است . یه سویا هم ملکه میشود . ولی بین بویو و گوگوریو هیچ وقت صلح واقعی حاکم نمی شود .جومونگ هم در سن 40 سالگی  به دلیل عفونت خونی می میرد . و یوری شاه میشود. 

این بود پایان این سریال ٨١ قسمتی افسانه جومونگ شاید خیلی ها دوست داشتند بدونند بالاخره این آخرش چی میشه که گفتم امیدوارم خوشتون اومده باشه . ولی ٨١ قسمت خیلی سخته خلاصه اش کنم . راستی ادامه جومونگ هم به نام امپراتوری بادها اومده که حتما ببینید که خیلی جالبه در ٣۶ قسمت است . داستان شاه یوری پسر و نوه جومونگ است . در قسمت بعد این پست مطالب تحلیلی در خصوص سریالهای کره ای خواهم داشت که بد نیست اون را هم بخونید و ممنون و تشکر

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٢/۱ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ توسط مهدی باقرپور 


 

نویسنده : اردشیرامجدی - ساعت 11:21 AM روز پنجشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1388
نظرات (1)    |  لینک ثابت    |   تگ اجتماعی