مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
پوشیدن چکمه تبرج نیست
آیت الله یوسف صانعی با تأکید بر مساوات بین زن و مرد در اسلام ، خواستار اصلاح قوانین مرتبط با حقوق زنان شد و بر غیر مجاز بودن اجرای حدود ، از جمله سنگسار ، در عصر غیبت امام معصوم علیه السلام تأکید کرد .
به گزارش عصرایران ، آیت الله صانعی در گفت و گو با اعتماد ملی ، تصریح کرد: تفاوت میان دیه زن و مرد بر خلاف اصول و قواعد اسلامی است ، بنابراین ما باید آنقدر این مساله را تکرار کنیم و در باب آن بحث کنیم که دیه زن برابر دیه مرد است تا انشاءالله به صورت قانون تصویب بشود.
ایشان درباره تصدی مناصب توسط زنان نیز گفت: زن میتواند امام جمعه و امام جماعت و ولی فقیه بشود.
اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بسمالله الرحمن الرحیم. البته بحث تفصیلی دیه زن و برابری آن با دیه مرد در جزوههای فقه و زندگی آمده است. اما به طور اجمال از این قرار است....
اولا تفاوت میان دیه زن و مرد بر خلاف اصول و قواعد اسلامی است که بر برابری همه انسانها اعم از زن و مرد و سیاه و سفید، عرب و عجم در تمامی حقوق و امتیازات دلالت دارد چرا که در منشأ خلقت و آفرینش یکساناند و همه انسان آفریده شده اند<یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر وأنثی> و به عنوان <بنی آدم> گرامی داشته شدهاند <لقد کرمنا بنی آدم> و زن نیز همانند مرد خلق شده یعنی طینت و سرشت او از همان چیزی است که مرد از اوست. <یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده وخلق منها زوجها> و این اصول و قواعد چنانکه مشاهده نمودید نص صریح قرآن کریم است که نیازمند تفسیر و توجیه و تأویل نیست و در مقابل آن اسرائیلیاتی است که زن را در منشأ خلقت و سرشت متمایز از مرد میداند و معتقد است که زن پس مانده و اضافی است و یا برای خدمت به مرد آفریده شده که بر خلاف قرآن کریم و باطل است که با کمال تأسف گاهی در کلمات بزرگان ما نیز این نگرش و یا آثار آن یافت میشود. http://www.iran-uk.com/article.php?id=23535
ثانیا با پذیرش این اصل محکم و غیرقابل خدشه هر سخن یا قانونی که در تعارض و تقابل با آن قرار گیرد و بر خلاف آن باشد بنا بر فرمایش معصومین (علیهم السلام) مطرود خواهد بود مگر آن که این تفاوت با دلیل قطعی و قابل توجیه ثابت گردد مانند قانون ارث فرزند پسر که به صراحت قرآن مجید که دو برابر ارث دختر است <للذکر مثل حظ الانثیین>و با اینکه مستند به خود قرآن کریم بوده در عین حال باز میبینیم به دلیل اهمیت آن با اعتبارات عرفی از جانب ائمه معصومین(علیهم السلام) توجیه شده است به نحوی که باز با عدالت و اصول مسلمه اسلامی موافق گشته است.
علاوه بر آنکه آنچه در قرآن کریم در قصاص و دیات مورد توجه قرار گرفته حرمت نفس انسانی و جان اوست <من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد> و یا <من قتل مظلوما> و <و من قتل مؤمنا> و تفاوت و تمایز میان جان زن و جان مرد مخالف این بخش از آیات قرآن کریم نیز هست.
ثالثا روح تربیت و فرهنگ اسلامی نیز دلیل دیگری بر برابری زن و مرد در تمام اموری است که به نفس و جان او مربوط است و نوعی احترام و ارزشگذاری بر او محسوب میشود. در نتیجه اصل و قاعده و دلیل همه حکایت از برابری دیه زن و مرد دارد و هر سخنی در برابر آن محتاج به اقامه دلایل بسیار محکم است که بتواند در مقابل چنین دلایلی مقاومت کند و بر آن تبصره بزند و اکتفا به چند روایت مخدوش که دارای اشکالات فراوان است که درجای خود ذکر شده و یا تکیه بر بعضی اعتبارات و تحلیلها در مباحث فقهی که جای اقامه و حجت و استنباط از دلایل و اصول است، نمیتواند مستمسک و مستند صحیحی برای ما در نسبت دادن این حکم به اسلام و فقه باشد.
توجیهاتی هم در این زمینه وجود دارد که بر نانآوربودن مردان و مسوولیت آنها در اداره زندگی تاکید دارند و این موضوع را دلیل نابرابری دیه میدانند. البته این حکم کلی در جامعه امروز موارد نقض بیشماری دارد و ما زنان زیادی را داریم که سرپرست و ادارهکننده اصلی خانوار هستند.
اوایل انقلاب این بحث دیه زن و مرد مطرح شد. این تحلیل که <زن نان آور نیست> و در مقابل <مرد نان آور است> اول بار از سوی شهید بهشتی (قدس سره) مطرح شد و البته در آن شرایط که ایشان با تمام فضل و به دلیل نبود فرصت، در بحث فقهی آن وارد نشدند و طبق مبنای معروف پاسخ میدادند توجیه مناسبی بود.
همین مساله نابرابری دیه حتی در مورد جراحات زن و مرد هم وجود دارد و این هم یکی از مواردی است که به نظر میرسد باید در آن بازنگری شود.
اگر اسلام دین سهولت است و قوانین باید بتوانند مردم را قانع کنند، پس شما جواب نیمی از جامعه را که بر ضرورت بازنگری در قوانین منبعث از اسلام تاکید دارند و مثلا در بحث ممنوعیت قضاوت زنان یا در باب ازدواج مجدد مردان به اقناع نرسیدهاند را چطور میدهید؟

راهکار حضرتعالی برای خروج از این بنبست چیست؟
برای حل این مسائل میتوانیم با استفاده از روشهای فقهی و به قول حضرت امام (سلامالله علیه) فقه جواهری، اسلام را از این بن بست پیش آمده که حاصل آرا و اندیشههای مجتهدان بزرگوار سابق (قدسالله اسرارهم) است بیرون بیاوریم و مانند مقدس اردبیلی (رحمهالله علیه) از قواعدی نظیر سهولت و نفی حرج و با توجه کامل به کتاب و سنت بهرهگیری کنیم و قانونی قابل پذیرش به مردم ارائه نماییم...
حضرت آیتالله سوال مشخص من این است: جنابعالی قبول دارید که قوانین موجود در حوزه زنان از معیار سهولت برخوردار نیست و گروه بزرگی از زنان نسبت به این قوانین نقد دارند؟
نسبت به کدام قوانین نقد دارند؟
نسبت به قوانین موجود در زمینه دیه، ارث، طلاق، قضاوت، حضانت و... از آنجا که قوانین ما از فقه اسلامی گرفته میشود و شما هم میفرمایید هرگز در فقه شیعه به بنبست نرسیدهاید، پس چطور است که تا به حال همراهی و یا اجماعی مثلا در میان مراجع عظام برای بازنگری در این قوانین انجام نشده؟
بله این خیلی هم خوب است. ببینید در فقه ما هست که حاکم بر مبنای فقهی خودش حکم میکند و از نظر دلیلی شما یا قبول میکنید اسلام نظام حکومتی دارد و یا نه. مامیگوییم اسلام نظام حکومتی دارد. پس محکمه و قوه مجریه و مقننه میخواهیم و این هم یعنی حکومت. پس متد فقهی را باید در نظر گرفت نه فتاوای مختلف را. هم قانون اساسی چنین میگوید و هم اگر غیر از این باشد اصلا نمیشود مملکت را اداره کرد.
شما میفرمایید زن و مرد در دین اسلام برابرند و جایگاه زن در قرآن جایگاه والایی است ولی در عمل، من به عنوان یک زن مدام با تضییع حقوقم در قوانین نوشته شده بر اساس اسلام رو به رو میشوم...
شما بفرمایید که در کجا مشکل وجود دارد تا ما حل کنیم. به هر حال این مشکل، مشکل شماست و شما بهتر میدانید.
عرض کردم خدمتتان قبلا....
ما در بسیاری از مسائل مانند دیه گفتهایم حتی بالاتر از آن ما میگوییم زن میتواند امام جمعه و امام جماعت و ولی فقیه بشود. شما دیگر چه میخواهید؟ اما این وظیفه قانونگذار است که بر این اساس قانون وضع کند و اگر قانونگذار دلش نخواست که این قوانین را وضع کند، در آن صورت مقصر ما نیستیم.
پس نقش مراجع عظام درانطباق قوانین با موازین اسلام که شما میفرمایید جانبدار زن هستند چیست؟
لا اله الا الله.... مرجع تقلید فتوا میدهد. هر فرد هم در حوزه فردی تا به قانون نرسیده است، فتوای مرجع تقلید خود را عمل میکند...
به نظر شما الان ضرورت تغییر در قوانین وجود دارد یا ندارد؟
در ادامه بحث جایگاه والای زنان در اسلام و قرآن سوال دیگری هم دارم که مربوط به سوره نساء است که گویا توصیهای در این سوره به مردان شده است که زنانتان را بزنید!
(سر تکان میدهد) آنچه در این سوره راجع به زدن زنان وجود دارد همان گونه که امام باقر (علیه السلام) فرموده است زدن با چوب مسواک است. شما مکه مشرف شدهاید؟
خیر.
خدا قسمت کند. این چوب در مکه وجود دارد. چوبی است کوچکتر از همین خودکاری که در دست من و شما است و این توصیه هم به نظر بیشتر به شوخی و ایجاد الفت شبیه است تا زدن به معنی تازیانه زدن.
یعنی چه ؟ اصلا با هر وسیلهای چرا باید زن را بزنیم و بعد هم عدهای بیایند تفسیر کنند که مثلا جوری زده شود که جای کبودی نماند و...
حالا من میگویم خدمتتان. آخر شما صبر کنید. این قدر عجله نکنید... ببینید اصلا زدن مطرح نیست. گفته شده که بعد از موعظه و پشت کردن به زن، از دری دیگر وارد شوید و زدن در اینجا آنگونه که تصور شده نیست. چرا که باید به گونهای باشد که نه خون بیاید و نه سرخ شود که باید پرسید این اصلا چگونه زدنی است؟
به نظر شما اگر امام خمینی(ره) امروز در قید حیات بودند با تغییر در قوانین مربوط به زنان موافقت میکردند؟
نظر حضرتعالی درباره احکامی مثل پرتاب از کوه یا قطع عضو یا سنگسار که اخیرا صادر شده است چیست؟
خارج نشوید از بحث. من نمیتوانم جواب بدهم.
این فقط یک سوال است در حوزه بازنگری بر قوانین که قبلا نظر مثبت خودتان را درباره آن دادهاید و میفرمایید اگر امام هم بودند نظرشان موافق بود. حالا من در ادامه همین بحث سوال دارم. خارج نیست.
چیزی نگویید که من نتوانم جوابش را بدهم.
من برای نمونه درباره اجرای مجازات سنگسار باید از شما جواب بگیرم. این خارج از بحث نیست. آیا این نوع مجازاتها منسوخ نشده؟
خیر منسوخ نشده و همانگونه که بارها گفتهام ولی گوش شنوایی وجود ندارد و فریاد ما نیز به جایی نمیرسد ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلامی ضروری است اما نه به دلیل نسخ، بلکه بر همان مبنایی که میرزای قمی(ره) فرموده که حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (علیهالسلام) دارد که از چند و چون آن آگاه است اما در زمان غیبت، تنها راهکار مقابله با جرائم در بخش مجازاتها تکیه بر تعزیزات است که در آن مجلس میتواند با استفاده از کارشناسان روانشناس و جامعهشناس و رعایت تناسب بین جرم و جزا، مجازاتها را معین کند. شیوهای که در همه دنیا اعمال میشود و در کاهش جرم هم تاثیرگذار است.
حدود را که میفرمایید شامل اعدام هم هست؟
بله. در بخش تعزیرات اعدام هم وجود دارد، بهعنوان مثال کسانی که با وارد کردن مواد مخدر و ترویج آن باعث ایجاد فساد شده و جوانان را از راه به در میکنند؛ چنین افرادی به دلیل ایجاد فساد مستحق اعدامند و اینکه اعدام موثر نیست هم سخن صحیحی نیست.
پس پرتاب از کوه یا سنگسار که الان انجام میشود در زمان غیبت امام (ع) مجاز نیست؟
طبق مبنای میرزای قمی مجاز نیست و از طرف دیگر هم طبق آیین دادرسی اثبات اموری که منجر به اجرای چنین مجازاتهایی شود بسیار مشکل است چرا که اقامه شهادت توسط افراد متدین و معتدلی که از نگاه به صحنه وقوع چنین جرائمی پرهیز میکنند قابل تحقق نیست و تنها راه آن، چهار مرتبه اقرار خود فرد آن هم اقراری که از روی وجدان دینی و متأثر از ایمان به قیامت و فرار از عذاب آخرتی باشد و چنین افرادی بسیار نادرند هرچند در زمان ائمه گاهی اتفاق میافتاده و در روایات مذکور است که در آن صورت هم محکمه میتواند او را عفو کند.
حتی اگر حکمش سنگسار باشد؟
هر چه میخواهد باشد. در صورت اثبات، بهوسیله چنین اقراری که از روی وجدان باشد نه دوز و کلک، قابل بخشش است.
خب این هم که چندان قابل تشخیص نیست و لابد به علم قاضی بستگی دارد.
دقیقا برعکس تعجیلی که امروز در اجرای چنین احکامی میشود.
پس اینکه حکم سنگساری صادر میشود و بعد گفته میشود که بخشنامه صادر کردهاند که حکم اجرا نشود با موازین اسلام سازگاری ندارد؟
به نظر من این کار با موازین فقهی نمیخواند چرا که قانونش وجود دارد و لذا باید مشکل را ریشهای حل کرد و راه چاره این مشکل تغییر در آیین دادرسی و انحصار ادله اثبات در همان دو راه که تحققش مشکل است خواهد بود و یا برحسب نظریه میرزای قمی قانونی وضع شود که حدود مربوط به زمان غیبت نیست و در زمان غیبت باید به تعزیر اکتفا کرد و این راه حل با قانون اساسی که موازین اسلامی را مطرح میکند سازگار است، نمیدانم چرا برخی اصرار دارند گرهای را که میتوان با دست باز نمود با دندان باز کنند این شیوه که با بخشنامه جلوی اجرای قانون گرفته شود علاوه بر آنکه خلاف دموکراسی و منطق قانونگذاری در دنیای امروز است، راه حلی اساسی نیست.
در فرمایشاتتان به ضرورت بازنگری در قوانین اشاره کردید. با توجه به اینکه در شرایط حاضر موضوع تعامل با جهان هم برای تمام کشورها بسیار اهمیت پیدا کرده و ما هم به هر حال باید بتوانیم در حوزه حقوق بینالملل و با توجه به رویکرد جهان امروز به موضوع حقوق بشر پاسخگو باشیم؛ درباره جایگزینی مجازاتهایی مثل اعدام که خشن توصیف شده، چه نظری دارید؟
اعدام خشن است نه قصاص.
موضوع، انجام عمل اعدام است.
به نظر شما انجام مجازات اعدام باعث ترویج خشونت نمیشود؟
حضرت آیتالله صانعی من سوالات دیگری هم دارم و عذر میخواهم که خسته شدید ولی به هر حال ما هم تا قم آمدهایم که جواب سوالاتمان را از شما بگیریم. درباره پوشش زنان و نوع حجاب آنها حتما در جریان هستید که اخیرا سختگیریهای زیادی شده است. آیا اسلام بر نوع خاصی از پوشش تاکید دارد؟
در مورد پوشش زن اسلام تنها به بیان برخی قواعد و اصول اکتفا کرده است مانند آنکه زن باید اولا: پوششی داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نماید و به تعبیر شهید مطهری باعث مصونیت او شود.
ثانیا: اجتماع نیز از فساد و تباهی مصون بماند که به نظر اینجانب برای مرد نیز همین پوشش و به همین دلیل لازم است. ثالثا: شخصیت و کرامت و حرمت زن حفظ شود که اگر دیده باشید افراد متشخص با هر فرهنگ و مذهبی ولو آنکه از لحاظ دینی خود را آزاد میدانند اما به دلیل آنکه برای خود شخصیت قائلند با هر پوششی در اجتماع ظاهر نمیشوند اما در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه میخواهند بپوشند و اسلام هیچ دخالتی در این بحث نکرده و به عرف جامعه و تشخیص مردم واگذار کرده است.
علاوه بر بحث چادر تغییراتی هم در نوع پوشش زنان و مردان با تغییر فصل ایجاد میشود و در زمستان گذشته این موضوع برای زنان دردسرساز شد. مثلا اعلام کردند که به پا کردن <چکمه> برای زنان در حکم <تبرج> است و زنان حق ندارند چکمه بپوشند.
چه مانعی دارد؟ در زمستان چکمه میپوشند دیگر. در تابستان هم کلاههایی سرشان میگذارند برای اینکه در آفتاب اذیت نشوند. چه اشکال دارد؟ تبرج اصلا این حرفها نیست. تبرج آرایشی است که ممکن است زنی بکند و نعوذبالله بخواهد روسپیگری کند که حالا به آن وارد نمیشویم. <لا تبرجن تبرج الجاهلیت الاولی> اشاره دارد به خودنماییکردن...
ریشه تبرج به لحاظ لغوی چیست؟
من وارد این بحث نمیشوم. نمیتوانم.
چرا حاج آقا؟
برای اینکه امروز بحث حجاب زنان و مفاسد اجتماعی یک بحث سیاسی شده است. فایدهای هم ندارد صحبت من. از طرفی ممکن است برداشت مجریان هم از تبرج با برداشت ما متفاوت باشد.
به همین دلیل هم هست که اظهار نظر شما خیلی فایده دارد.
من فقط میگویم خودنمایی نباید کرد. چه زن و چه مرد. خودنمایی زن برای جلب توجه مردان حرام و خودنمایی مرد هم برای جلب توجه زنان حرام است. والسلام.
پس بالاخره چکمه پوشیدن مصداق خودنمایی هست یا نه؟
چکمه چه ربطی دارد به این حرفها؟ چکمه تبرج نیست. چکمه را میپوشند چون برف میبارد.
آیت الله صانعی درباره آسان بودن قوانین اسلامی چنین ابراز نظر کرد: سهولت دین به معنای آسان وقابل پذیرش و عمل بودن آن است وخب اگر قانونی این قابلیت را نداشت نیازمند بازنگری است.
پس اگر من که وارد احکام اسلام شدم و قانونگذار شدم حکمی دادم که برای توده مردم قابل پذیرش نیست یا برای آنهایی که ذیسهم هستند قابل پذیرش نیست؛ باید در آن بازنگری کنم.
این مرجع تقلید همچنین درباره اجزای حدود در زمان حاضر نیز تصریح کرد: همانگونه که بارها گفتهام ولی گوش شنوایی وجود ندارد و فریاد ما نیز به جایی نمیرسد ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلامی ضروری است اما نه به دلیل نسخ، بلکه بر همان مبنایی که میرزای قمی(ره) فرموده که "حدود" تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (علیهالسلام) دارد که از چند و چون آن آگاه است اما در زمان غیبت، تنها راهکار مقابله با جرائم در بخش مجازاتها تکیه بر تعزیزات است که در آن مجلس میتواند با استفاده از کارشناسان روانشناس و جامعهشناس و رعایت تناسب بین جرم و جزا، مجازاتها را معین کند. شیوهای که در همه دنیا اعمال میشود و در کاهش جرم هم تاثیرگذار است.