مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
افلاطون در سال 427 قبل از میلاد در آتن متولد شد و حدود سال 347 قبل از میلاد در همان شهر درگذشت. نام واقعی این اشرفزاده آتنی اریستوکل بود اما در مدرسه به او لقب "پلاتون - افلاطون" به معنی "گسترده و وسیع" دادند. افلاطون از طرف پدری از اعقاب کدروس آخرین پادشاه اساطیری یونان و از جانب مادر از منسوبین سولون (از موسیقیدانان یونانی) بوده است.
مهمترین رویداد زندگی او آشنایی با سقراط در سال 409 ق بود. اعدام سقراط به دست دموکراتها ضربهای هولناک بر زندگی افلاطون وارد ساخت. افلاطون پس از آن حادثه آتن را ترک کرد. او با این اعتقاد که تا روزی که پادشاهان فیلسوف نشده باشند یا فیلسوفها پادشاه نشده باشند جهان روی خوشی نخواهد دید، قصد داشت یک پیماننامه فلسفی بنویسد و نه یک مباحثه یا گفتگو "دیالوگ". علتش هم آن است که در هیچ یک از دیالوگها از خودش به عنوان شرکت کننده در این گفتگوها نشانی نیست. به این علت که او قصد نداشت به خوانندگانش بگوید "خود او" چه فکر میکرد و یا "خود او" چه پاسخی به بنیادینترین پرسشهای هستی درباره "معنای انسان بودن" میداده است. او میخواست به پیروانش بیاموزد که خودشان فکر کنند و پاسخهای خود را برای این پرسشها بیابند زیرا او میدانست که در این موارد نه او، نه هیچکس نخواهد توانست پاسخ نهایی را که از نظر علمی قابل اثبات باشند بیابند.
افلاطون بر این اعتقاد بود که هر یک از ما باید زندگی خودمان را بسازیم و هیچکس نمیتواند سرنوشت دیگری را بسازد و زندگی او را بزاید.
افلاطون انسان را حیوان معرفی میکند، حیوانی که به او "لوگوس" اعطا شده است لوگوس در متالوژی یونان دارای معانی مختلفی است که میتوان از آن به "تکلم" و "تعقل" یاد کرد.
افلاطون در طی سالهای زندگیش سعی بر آن داشت که به گفته سقراط عمل کند و به طرفدارانش بیاموزد تا به شعاری که بر سر در اصلی معبد "دلفی" حک شده بود و استادش آن را از آن خود ساخته بود عمل کنند؛ و با شعار "خود را بشناس."
1. هرگز کسی را که به طور دایم در حال پیشرفت است هر قدر کم، دلسرد نکن.
2. ما به آسانی میتوانیم کودکی را که از تاریکی میترسد، معذور بداریم. فاجعهی واقعی زندگی زمانی است که انسانها از نور بترسند.
3. مرگ بدترین چیزی نیست که ممکن است بر کسی واقع شود.
4. اگر قرار باشد زنان همان کاری را بکنند که مردان میکنند پس باید به آنها همان چیزهایی را یاد بدهیم که به مردان میآموزیم.
5- جهل، ریشهی همهی شرارتها است.
6- تاوانی که مردمان خوب به خاطر بیتفاوتی نسبت به مسایل عمومی خواهند پرداخت، زندگی کردن تحت حکومت مردمان بد است.
7- عاقل حرف میزند چون چیزی برای گفتن دارد و احمق حرف میزند که چیزی گفته باشد.
8- طی یک ساعت بازی بیشتر از یک سال گفتگو میتوانی خصوصیات اشخاص را کشف کنی.
9- مرد نیک بد نخواهد دید، نه در زندگی و نه پس از مرگ.
10- زندگی که بررسی و مطالعه نشود ارزش زیستن ندارد.
11- تصور جمع بدون تصور فرد ممکن نیست.
12- کلمات دروغ نه تنها فی نفسه بدند بلکه روح را هم به بد آلوده میکنند.
13- هنگامی که شخص متعصب درگیر مشاجره است در قید حقانیت مطلب نیست بلکه فقط دغدغه متقاعد کردن شنوندگانش را دارد.
14- همهچیز بین دوستان مشترک است.
15- بزرگترین مجازات شرارت، شبیه آدمهای شرور شدن است.
16- ورزش اجباری صدمهای به جسم نمیزند، اما دانشی که به اجبار کسب شود در ذهن نمیماند.
17- میتوان گفت هر چیز گمراه کنندهای، مسحور کننده هم هست.
18- انسانها بیعدالتی را محکوم میکنند به خاطر آن که میترسند قربانی بیعدالتی شوند نه به خاطر آن که از انجامش اکراه دارند.
19- شروع مهمترین قسمت کار است.
20- روح انسان فناناپذیر و لایزال است.
21- سه هنر با همهچیز سر و کار دارند: هنر استفاده از چیزها، هنر ساختن چیزها و هنر تقلید کردن از آن دو.
22- ثروت منشا تجمل و تنبلی است، مغز منشا پستی و بیرحمی است و هر دو منشا نارضایتیاند.
23- هیچ انسان خردمندی آن قدر جسور نیست که آنچه را منطقش مورد تعمق قرار داده به زبان براند.
24- عشق ما نسبت به فرزندانمان از بزرگترین آرزوی روح برای فناناپذیر شدن سرچشمه میگیرد.
خاطره علی نسب
http://www.shamisapsy.com/psy_shakhsiat14.htm