مهدى، علیه‏السلام‏در کتاب و سنت(1) - امجدی وکیل پایه یک و مشاور حقوقی
اخبار و مقالات حقوقی,کیفری,قضائی و...

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

استاد محمدهادى معرفت

ترجمه: واحد پژوهش موعود

کردن زمین از عدل و داد، بعد از آنکه از ظلم و ستم آکنده‏شده، وحدت نظر دارند.مذاهب مختلف و دیدگاههاى متفاوت، در اعتقاد به‏ظهور مهدى از آل محمد، صلى‏الله‏علیه‏وآله، در آخرالزمان، براى پرنت‏شریف‏نیز روایات متواترى در مورد آن وارد شده است، موضوع «مهدى موعود»، علیه‏السلام،است و امت اسلام، بایکى از امور ضرورى دین حنیف اسلام و یکى‏از موضوعاتى که در آیات متعددى از کتاب عزیز بدان اشاره شده و در


بدون دلیل سخن مى‏گویند،کسى با آن مخالفت نکرده است. در هر حال این موضوع در مجموعه اعتقادات‏اهل اسلام تا بدان حد از ضرورت رسیده که جز اهل لجاج و کسانى که

شده‏اند بسیار فراوان و متنوع‏اند و نویسندگان دانشمند شیعه و اهل سنت دراین زمینه قلم زده‏اند. کتابها و رساله‏هایى که در اثبات ظهور مهدى،علیه‏السلام، و اینکه او از فرزندان فاطمه، علیهاالسلام، است، نوشته

مهدى در قرآن

عبارتى تاویل آنها به آن حضرت اشاره‏دارد، نه تنزیل آنها. در قرآن کریم آیات متعددى در شان مهدى، علیه‏السلام،وارد شده است، البته باید توجه داشت که باطن این آیات و یا به

رسول خدا، صلى‏الله‏علیه‏وآله، مى‏فرماید:

«ما فى‏القرآن آیة الا و لها ظهر و بطن‏»(1) هیچ آیه‏اى از قرآن نیست مگر اینکه براى آن ظاهر و باطنى است.

امام باقر، علیه‏السلام،نیز در پاسخ کسى که در همین زمینه از ایشان پرسش کرده بود، فرمود:

«ظهرها تنزیلها و بطنها تاویلها»(2)

ظاهر هر آیه تنزیل آن و باطن هر آیه تاویل آن است.

ماندگارى‏و فراگیرى قرآن را در عین جاودانگى آن تضمین مى‏کند. به گونه‏اى‏که آیه در گذر ایام قابلیت انطباق بر موارد مشابه با مورد نزول را پیدا کند.و این همان چیزى است که «بطن‏» و «تاویل‏» عبارت از مفهوم عامى است که بعداز جدا کردن آیه از خصوصیاتى که آن را در برگرفته، به دست مى‏آید،

بیماریهاى آنهاست.پیش مى‏آید، داراست. به واسطه همین نوع دلالت‏است که قرآن تا ابد زنده است و در همه زمانها شفابخش مردم و دواىدست‏مى‏آید، و دیگرى دلالتى که عام و فراگیر است و قابلیت انطباق بر موارد مشابه‏را، بر حسب آنچه در طول زمان تردیدى نیست که براى قرآن دو نوع دلالت‏وجود دارد: یکى دلالتى که بر حسب ظاهر آن و بر اساس شان نزول آیه به


اما برخى از آیاتى‏که در شان امام مهدى، علیه‏السلام، تاویل شده‏اند، به قرار زیر است:

1. «و نرید ان نمن على‏الذین استضعفوا فى‏الارض ونجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین، و نمکن لهم فى‏الارض‏»(3)

و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان‏روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.

مستضعفان را مى‏گیرد تا آنها رابر مستکبران غالب سازد و آنها را وارث شهر و سرزمین مستکبران نماید.است‏که خداوند در میان مردمان جارى ساخته است. به عبارت دیگر این آیه بیان مى‏کندکه خداوند بزودى دستان این آیه اگر چه به مناسبت داستان فرعون و موسى‏و بنى‏اسرائیل نازل شده است، اما مدلول آن عام بوده و بیانگر سنتى

در حدیثى که «مفضل‏بن عمر» روایت کرده چنین آمده است:

فبکى و قال: انتم‏المستضعفون بعدى. «سمعت اباعبدالله، علیه‏السلام، یقول: ان رسول‏الله،صلى‏الله‏علیه‏وآله، نظر الى على و الحسن و الحسین، علیهم‏السلام،

استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة‏و نجعلهم الوارثین‏» قال، علیه‏السلام: فهذه الآیة جاریة فینا الى یوم القیامة.»(4) قال المفضل: قلت: مامعنى ذلک؟ قال: معناه‏انکم الائمة بعدى، ان‏الله عزوجل یقول: «و نرید ان نمن على الذین

علیهم‏السلام، انداخت و در حالى که گریه مى‏کرد فرمود: شمامستضعفان پس از من هستید. از اباعبدالله (امام صادق)، علیه‏السلام، شنیدم‏که فرمود: پیامبر اسلام، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نگاهى به على، حسن و حسین،

را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.»بعداز من خواهید بود. خداوند، عزوجل، مى‏فرماید: «و ما بر آن هستیم که برمستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان مفضل مى‏گوید: پرسیدم معناى این سخن‏چیست؟ و امام [در جواب] فرمود: معناى این سخن این است که شما امامان

در نهج‏البلاغه نیز چنین آمده است:

فى‏الارض و نجعلهم‏ائمة و نجعلهم الوارثین.»(7) عطف الضروس(6) على ولدها. و تلا عقیب ذلک: و نرید ان نمن على الذین استضعفوا

برندگان [زمامداران دین و دنیا] قرار دهیم.مى‏خواهیم‏بر آنانکه در زمین ناتوان شمرده شده‏اند منت نهاده [توانا و بزرگوارشان گردانیم]آنها را پیشوایان و ارث دنیا بر ما [آل محمد] بازگردد و مهربانى‏نماید مانند بازگشت‏شتر بدخو و گازگیر به بچه خویش و در پى آن خواند:

«ابن ابى‏الحدید» در شرح این کلام امیرمؤمنان، علیه‏السلام، مى‏گوید:

که او در آخرالزمان به دنیا بیایدکفایت مى‏کند.»(8) سرزمینها چیره مى‏شود. اما لازم نیست که این‏امام در حال حاضر موجود باشد، بلکه براى درستى این کلام تنها همینمى‏شود.اما اصحاب ما [اهل سنت] مى‏گویند: این کلام وعده‏اى است نسبت‏به امامى‏که مالک زمین مى‏شود و بر همه «امامیه گمان مى‏کنند این کلام خداوندوعده‏اى است از سوى او نسبت‏به امام غایبى که در آخرالزمان مالک زمین


علیه‏السلام،خواهد بود.اینکه خیر، او به موقع خود متولد مى‏شود؟ اما به هرحال در این موضوع تردیدى‏نیست که این امام از فرزندان على،سرزمینهاچیره مى‏شود، اتفاق نظر وجود دارد و تنها اختلاف در این است که آیا این امام درحال حاضر وجود دارد یا اما باید گفت: در اینکه آیه مزبور وعده‏به ظهور امامى است که پیش از برپایى قیامت مالک زمین شده و بر همه


2. «و لقد کتبنا فى‏الزبور من بعد الذکر ان‏الارض یرثها عبادى الصالحون‏»(9)

و ما در زبور، پس از ذکر (تورات)نوشته‏ایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد.

مراد از «زبور» در این آیه زبور داود، علیه‏السلام،است. چنانکه در سوره نساء (آیه‏163) و سوره اسراء (آیه 55) آمده است:

«و اتینا داود زبورا»

و به داود زبور را ارزانى داشتیم.

و زبور همان کتاب «مزامیر» است‏که در ضمن کتاب عهد قدیم آمده است: اما در این کتاب چنین مى‏خوانیم:

برکنده خواهدشد...»(10) «از خشم دورى کن و از دشمنى بپرهیز، فریب‏کارهاى ناشایست را نخور زیرا کسانى که کار ناشایست انجام مى‏دهند

«و کسانى‏که انتظار پروردگار را مى‏کشند وارث زمین مى‏شوند.»(11)

«و اما کسانى که به سکون و آرامش دست‏یافته‏اند وارث‏زمین مى‏شوند و در نهایت‏سلامت‏به کامجویى مى‏پردازند.»(12)

«زیرا خجستگان و برکت‏یافتگان از آنها وارث‏زمین مى‏شوند و نفرین شدگان از آنها ریشه‏کن مى‏شوند.»(13)

«درستکاران‏وارث زمین شده و تا ابد در آن ساکن مى‏شوند.»(14)

الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبودننى لایشرکون‏بى‏شیئا»(15) 3. «وعدالله الذین امنوا منکم و عملواالصالحات‏لیستخلفنهم فى‏الارض کما استخلف‏الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم

سازد. و وحشتشان را به‏ایمنى بدل کند. مرا مى‏پرستند و هیچ چیزى را با من شریک نمى‏کنند.همچنان‏که مردمى را که پیش از آنها بودند جانشین دیگران کرد. و دینشان را، که خود بر ایشان‏پسندیده است، استوار خدا به کسانى از شما که ایمان آورده‏اند و کارهاى‏شایسته کرده‏اند، وعده داد که در روى زمین جانشین دیگرانشان کند،

مهدى منتظر، علیه‏السلام، محقق مى‏شود.براى‏امت اسلام تحقق نیافته است، بنابراین ما چاره‏اى نداریم جز اینکه بگوییم این وعده‏اى‏است تخلف‏ناپذیر که با ظهور جانشینى و قدرت‏یافتن در زمین به صورت فراگیرو همیشگى، که در این آیه بدان وعده داده شده، در هیچ برهه از زمان

علیه‏السلام،در قرآن کریم آمده است: در مورد عیسى بن مریم، علیهماالسلام،و بازگشت او به دنیا در آخرالزمان و همچنین پیروى او از امام مهدى،

ان هو الا عبد انعمنا علیه‏و جعلناه مثلا لبنى‏اسرائیل ... و انه لعلم للساعة ، فلا تمترن بها و اتبعون هذا صراط‏مستقیم.»(16) «و لما ضرب ابن مریم مثلا، اذا قومک منه یصدون. و قالوا الهتنا خیر ام هو ما ضربوه لک الا جدلا بل هم قوم خصمون،

راه راست.بنى‏اسرائیلش گردانیدیم... و هر آینه او نشانه فرارسیدن‏قیامت است. در آن شک مکنید، و از من متابعت کنید، این استبراى جدال باتو نگفتند، که مردمى ستیزه‏جویند. او جز بنده‏اى نبود که مانعمتش ارزانى داشتیم‏و مایه عبرت و چون داستان پسر مریم آورده شد، قوم تو به شادمانى‏فریادزدند، و گفتند: آیا خدایان مابهترند یا او؟ و این سخن را


شان مهدى نازل شده است. ودر ادامه نیز چنین مى‏گوید: «ابن حجر هیثمى‏» مى‏گوید: «مقاتل بن سلیمان‏»و کسانى دیگر از مفسران که از او پیروى مى‏کنند، گفته‏اند: این آیه در

»(17) خداوندخواست که فاطمه و نسل او را از شر شیطان رانده شده در امان بدارد و همین رانسبت‏به على نیز درخواست کرد.نوادگان آنها را کلیدهاى حکمت و معادن رحمت‏قرار مى‏دهد و سر این موضوع این است که پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، ازنسل‏فاطمه و على، علیهماالسلام، برکت قرار داده شده و خداوند از نسل آن دو پاک‏سیرتان‏بسیارى خارج مى‏سازد و «بزودى احادیثى که در آنهاء تصریح شده که اواز اهل بیت پیامبر است، خواهد آمد.. پس آیه دلالت‏بر این دارد که در



رسول خدا، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نیز مى‏فرماید:

«کیف انتم اذا نزل ابن مریم و امامکم منکم‏».(18)

حال شماچگونه خواهد بود زمانى که پسر مریم نازل شود و امامتان از شماست.

است. زیرا نزول او در آخرالزمان‏رخ مى‏دهد. اما، این سخن خداى تعالى در آیه مزبور که مى‏گوید:«و انه لعلم لساعة‏» یعنى اینکه او از نشانه‏هاى فرا رسیدن قیامت

پى‏نوشتها:

قرار گرفته است. ×. متن حاضر ترجمه مقاله‏اى است‏با عنوان «المهدى‏فى‏الکتاب والسنة‏» که توسط حضرت آیة‏الله معرفت در اختیار مجله

1. در نهایه‏ابن اثیر (ج‏1، ص‏136) چنین آمده است: «لکل آیة منها ظهر و بطن.»

2. ر.ک: السلمى السمرقندى، محمدبن مسعودبن عیاش، تفسیرالعیاشى، ج‏1، ص‏11.

3. سوره قصص (28)، آیه 5.

4. الصدوق، ابو جعفر محمدبن‏على، معانى‏الاخبار، ص‏78-79.

5. کلمه «الشماس‏»، مصدر «شمس‏الفرس‏»است و هنگامى استعمال مى‏شود که اسبى از سوارى دادن خوددارى کند.

دوشیدن‏از او رفته گاز مى‏گیرد. 6. کمله «الضروس‏» به معناى شتر بدخویى‏که به خاطر عطوفتى که نسبت‏به فرزند خود دارد کسى را که براى شیر

7.فیض الاسلام، علینقى، ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، حکمت 200، ص‏1181-1180.

8. ابن ابى‏الحدید، عزالدین ابوحامد، شرح نهج‏البلاغه، ج‏19، ص‏29.

9. سوره انبیاء (21)، آیه 105.

10. زبور داود، مزمور 8-9.

11. همان، مزمور 10.

12. همان، مزمور11.

13. همان، مزمور22.

14. همان، مزمور29.

15. سوره نور (24)، آیه 55.

16. سوره زخرف (43)، آیه 61.

17. الهیثمى، احمدبن حجر، الصواعق‏المحرقة، ص‏96.

احمد،مسند احمد، ج‏2، ص‏272 و336، الطبرسى، الفضل‏بن‏الحسن، مجمع‏البیان فى‏تفسیرالقرآن، ج‏2، ص‏449. 18. البخارى، اسماعیل‏بن ابراهیم، صحیح‏البخارى،ج‏4، ص‏205; مسلم‏بن‏الحجاج، صحیح مسلم، ج‏1، ص‏94; ابن حنبل،


 

نویسنده : اردشیرامجدی - ساعت 11:36 PM روز یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |  لینک ثابت    |   تگ فقهی