قرآن کریم> قرآن و اهل بیت> امامت در قرآن> امامت اهل بیت(ع) - امجدی وکیل پایه یک و مشاور حقوقی
اخبار و مقالات حقوقی,کیفری,قضائی و...

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

نصب على (ع) از سوى پیامبر (ص)

کتاب: اعتقاد ما صفحه 81

نویسنده: آیة الله مکارم شیرازى

ما معتقدیم: پیامبر اسلام (ص) در موارد متعدد على (ع) را بالخصوص به عنوان جانشین خود (به فرمان خداوند) معرفى کرده است، از جمله در غدیر خم (منزلگاهى نزدیک جحفه) به هنگام بازگشت از حجة الوداع در میان جمع عظیمى از اصحابش خطبه خواند و جمله معروف: «ایها الناس الست اولى بکم من انفسکم قالوا بلى، قال:فمن کنت مولاه فعلى مولاه، اى مردم آیا من نسبت‏به شما از خود شما سزاوارتر نیستم؟گفتند:آرى! فرمود:کسى که من مولى و رهبر و سزاوارتر به او هستم، على (ع) مولى و رهبر و سزاوارتر به اوست‏» . (1) چون هدف این نیست که در بیان این اعتقادات زیاد به سراغ استدلالات برویم و پافشارى و جر و بحث داشته باشیم، همین اندازه مى‏گوییم حدیث مزبور چیزى نیست که به سادگى بتوان از کنار آن گذشت و یا آن را به عنوان بیان یک دوستى و محبت‏ساده تفسیر نمود که پیامبر اسلام (ص) با آن تشریفات و تاکیدات بیان کرده باشد.

آیا این همان چیزى نیست که مطابق گفته ابن اثیر در کامل، پیامبر (ص) در آغاز کارش، هنگامى که آیه «و انذر عشیرتک الاقربین‏» نازل شد، خویشان خود را جمع نمود و اسلام را بر آنها عرضه داشت، سپس فرمود: «ایکم یوازرنى على هذا الامر على ان یکون اخى و وصیى و خلیفتى فیکم، کدام یک از شما مرا در این کار یارى مى‏کند تا برادر من و وصى و خلیفه من در میان شما باشد» .

هیچ کس به دعوت پیامبر (ص) پاسخ نگفت جز على (ع) که عرض کرد: «انا یا نبى الله اکون وزیرک علیه، من اى پیامبر وزیر و یاور تو در این کار خواهم بود!» پیامبر (ص) به او اشاره کرد و فرمود: «ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم، این نوجوان برادر من، وصى من و خلیفه من در میان شماست‏» . (2) و آیا این همان نیست که پیامبر (ص) در آخرین ساعات عمرش مى‏خواست‏بار دیگر آن را بیان کند و بر آن تاکید نهد و به گفته صحیح بخارى دستور دارد: «ایتونى اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا، وسیله‏اى بیاورید تا نامه‏اى بنویسم که در پرتو آن هرگز گمراه نشوید!» و در ادامه حدیث آمده است که بعضى به مخالفت‏با پیامبر (ص) در این زمینه پرداختند و حتى سخن بسیار توهین آمیزى گفتند و مانع شدند. (3)

باز تکرار مى‏کنیم هدف ذکر عقاید با مختصرى استدلال است، نه بیشتر از آن و گرنه بحثها شکل دیگرى داشت.

پى‏نوشتها:

1- این حدیث‏به طرق متعدد از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است و تعداد روات حدیث‏بالغ بر 110 نفر از صحابه و 84 نفر از تابعین و در 360 کتاب معروف اسلامى آمده است که شرح آنها در این مختصر نمى‏گنجد. (به جلد 9 پیام قرآن، صفحه 181 به بعد مراجعه فرمایید) .

2- کامل ابن اثیر، جلد 2، صفحه 63، چاپ بیروت، دار صادر-همین معنى را با مختصر تفاوتى در مسند احمد حنبل، جلد 1، صفحه 11، و ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه، جلد 13، صفحه 210 و دیگران در کتب دیگر نقل کرده‏اند.

3- این حدیث را بخارى در جزء پنجم، صفحه 11 باب «مرض النبى‏» نقل کرده، و از آن روشنتر، صحیح مسلم در جلد 3، صفحه 1259 ذکر کرده است.


 

نویسنده : اردشیرامجدی - ساعت 11:17 PM روز یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |  لینک ثابت    |   تگ فقهی